جا اين امتحان را بنمايند .
و تصديق مىشود با تساوى كم ديدن چشم فاسد ، در جميع مكانهاى امتحان .
و نسبت تفاوت را به حسب مساحت مكانى كه از چشم فاسد نديده و از [ چشم ] صحيح ديده ، مىگيرد .
و اگر هر دو چشم ، ناقص شد ، امتحان شود با چشم پسرهاى يك ساله .
و اگر مدعى شد كه نور چشمى كه در حال ادعا كنده شده بود ، برده شده قولش ، با قسم مقدّم است .
( مسئلهء ) [ دوم ] : در بردن [ قوهء ] شامه [ - بويايى ] ، ديه است . و اگر بعد از جنايت ، مدّعى رفتن شامه شد ، تصديق مىشود بعد از نزديك بردن بوهاى خوش و بد به آن و معلوم نشدن تفاوتى از بو كردن بوى خوش و بد به نسبت به او ؛ و در نقصان شامه ، ارش است به حسب آنچه به نظر حاكم بيايد .
( مسئلهء ) [ سوم ] : در بردن نطق ، تمام ديه است ؛ اگرچه ذائقه ، در زبان بماند .
و اگر حروف حلقيه و شفويه [ از بين ] نرود ، به نسبت آن ، از ديه كم مىشود ؛ و همچنين اگر حرف ديگرى بماند .
و اگر تنطّق مىكرد به حروف ، ولى نطقش ناقص بود ، ارش است . و اگر از اصل ، بعض از حروف را نمىتوانست اداء كند ، در الحاق او به كسى كه ضعيف القوى باشد تا چيزى از ديه ناقص شود ، محلّ تأمّل است [ كه ] اقرب ، ناقص كردن ديه است . « 1 »
و اگر اداء نكردن او بعض [ از ] حروف را ، از جهت جنايت ديگرى بود ، ناقص مىشود از ديه .
و در [ از بين ] بردن آواز ، ديه است ؛ اگرچه حركت زبان را مانع باشد .
[ و ] در [ از بين ] بردن ذائقه ، ديه است .
( مسئلهء ) [ چهارم ] : و در [ از بين ] بردن منفعت راه رفتن يا با دست و پا عمل نمودن ، ديه است .
و در بردن قوهء امناء و احبال نساء ، ديه است .
و در بردن قوهء شير دادن ، ارش است .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 551 - 553 .