تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
ديگرى ، منقّله كرد و ديگرى ، مأمومه نمود ؛ بر اوّلى ، پنج شتر است و همچنين ، دومى و سومى ؛ و بر چهارمى ، هيجده شتر است . و اگر كاردى ، داخل جائفهء غير كرد و بر جائفه بودن ، زايد نشد ، تعزير مىشود . و اگر در باطن و ظاهر ، آن را وسيع كرد ، جائفه است . و اگر در ظاهر تنها ، يا باطن تنها ، جائفه كرد ، ارش است . [ مسئلهء ] ( هيجدهم ) : اگر شكم او را پاره كرد و ديگرى ، رودهء او را بيرون آورد دومى ، قاتل است . و اگر جنايت او را دوخته بودند و كسى آن [ را ] شكافت پيش از خوب شدن ، ارش است . و اگر بعضى از آن خوب شده بود ، ارش است ؛ و اگر بعد از خوب شدن تمام آن بود ، جائفهء ديگرى مىشود . و اگر نيزه‌اى [ را ] كه بر پشت كسى بود ، بيرون كشيد ، جائفه است ؛ و با فرو كردن ، دو جائفه است [ بنا ] به قولى . « 1 » [ مسئلهء ] ( نوزدهم ) : در شل شدن هر عضوى كه ديه معيّنى داشته باشد ، دو ثلث ديه او است . و در بريدن عضوى كه شل باشد ، ثلث ديه آن است . و حكم زخم سر و روى ، يكى است . و زخم در بدن ، ملاحظه مىشود نسبت ديهء آن عضو از ديهء سر ؛ و به همان نسبت ، زخم در بدن با زخم در سر ، فرق مىكند . [ مسئلهء ] ( بيستم ) : مساويند مرد و زن در ديهء اعضاء و در جراحت ، تا به حدّ ثلث ديهء مرد برسد [ و ] بعد نصف ديهء مرد ، ديهء زن مىشود ؛ چه اين كه جانى ، مرد باشد يا زن ؛ پس در بريدن سر انگشت زن ، سيصد شتر است و در بريدن چهار انگشت او ، دويست شتر - چون كه از ثلث ديهء مرد تجاوز كرده - ، و در قصاص هم ، همين قسم است ؛ كه قصاص مىشود از مرد براى او و ردّ نمىشود به مرد چيزى ؛ مگر آن‌كه به حدّ ثلث برسد و وقتى زياد شد ، ردّ دارد .

( تتمّه )

هر جنايتى كه به سبب آن در مرد ، ديهء مرد لازم باشد ، در زن ، ديهء زن است ؛ و در
هامش
( 1 ) . فتواى شيخ طوسى در الخلاف ( ج 5 ، ص 232 ، م 15 ) چنين است .