و در شكستن استخوانى از هر عضوى ، خمس ديهء آن عضو است ؛ و اگر بىعيب ، خوب شد ، چهار خمس ، ديه شكستن آن است .
و در جراحت موضحهء او ،
] 702 / A [
ربع ديهء شكستن آن است . و در ريزه كردن استخوان او ، ثلث ديهء او است ؛ و اگر بىعيب خوب شد ، چهار خمس ديهء ريزه كردن است .
و در دربردن او به قسمى كه عضو بيكار بماند ، ثلث ديهء آن است ؛ و اگر بىعيب خوب شد ، چهار خمس ديهء در بردن است .
[ مسئلهء ] ( سى و چهارم ) : در چنبرهء گردن ، اگر شكسته شود و بىعيب خوب شود ، چهل دينار است .
[ مسئلهء ] ( سى و پنجم ) : كسى كه لگد زد به شكم انسانى تا حدث از او خارج شد ، قصاص شود يا فديه دهد خود را به ثلث ديه .
مقصد پنجم : در [ بيان ] ديهء منافع است
در زايل كردن عقل ، تمام ديه است ؛ و در بعض آن ، ارش است كه تعيين مقدار آن ، به حسب نظر حاكم است .
و اگر [ عقل ] به شكستن سر زايل شد ، داخل ديهء شكستن نمىشود ؛ اگرچه به يك ضربت هر دو جنايت ، حاصل شود .
و اگر بعد از گرفتن ديه ، عقل برگشت ، ديه را پس نمىگيرد . و روايت شده است كه : « اگر بر سر او زد تا عقل او [ از ميان ] رفت ، يك سال صبر مىكنند ؛ اگر مرد ، ديهء نفس دارد ؛ و اگر نمرد و عقلش برنگشت ، ديه بدهد از جهت عقل » . « 1 »
و اگر زايل شدن عقل او مشتبه شد ، مراعات شود در خلوت كه معلوم شود عقل دارد يا نه ؟
و قسم داده نمىشود به جهت [ اين كه ] در جواب اگر ديوانه نباشد ، اظهار ديوانگى مىكند كه قسم نخورد .
هامش
( 1 ) . منظور حسنه يا صحيحهء أبي عبيدهء حذّاء از امام باقر عليه السّلام است ؛ نك : الكافي ، ج 7 ، ص 325 ، ح 1 ؛ الفقيه ، ج 4 ، ص 98 ، ح 327 و تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 253 ، ح 1003 .