شد ، خمس ديه است ؛ و اگر در يكى از منخرين ، نافذه وارد آورد ، نصف اين مقدار است .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : در شكافتن دو لب ، به حدّى كه دندانها نمايان شود ، ثلث ديهء دو لب است ؛ و اگر خوب شد ، خمس ديهء دو لب است ؛ و اگر در يكى از دو لب بود ، نصف اين مقدار است .
[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : در جائفه - كه برسد به جوف ، از هر طرفى كه باشد ؛ اگرچه از گودى گلو باشد - ثلث ديه است .
و اگر در عضوى جراحت زد [ و ] بعد جائفه كرد - مثل اين كه شانهء او را شقّ كرد تا به پهلو ، [ و ] بعد سوراخ كرد - دو ديه دارد ؛ و اگر نفوذ كرد در طرفى از اطراف پا ، صد دينار است .
[ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : در سرخ شدن رو از سيلى ، يك دينار و نيم است ؛ و در سبز شدن آن ، سه دينار است ؛ و در سياه شدن ، شش دينار است . و اگر در بدن باشد ، نصف دينار است .
[ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر جنايت موضحه ، به دو موضع وارد آورد ، دو ديه است ؛ پس اگر جانى ، آنها را وصل به هم كرد يا سرايت كردند و وصل شدند ، يك جنايت است ؛ و اگر اجنبى ، وصل كرد ، دو جنايت است ؛ و بر اجنبى ، ديهء ديگرى است ؛ و اگر مجروح وصل به هم كرد ، دو ديه است ؛ و اگر جانى ، مدعى شد كه خود مجنى عليه ، شقّ كرده ، قول مجنى عليه ، مقدّم است با قسم [ خوردن ] او و در يك جنايت گرفته مىشود به حدّ فرو رفتن آن ، نه از حيث طول و عرض جنايت .
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر در دو عضو ، او را زخم زد
] 802 / B [
دو ديه دارد ؛ اگرچه ضربت ، متّحد باشد ؛ و سر و پيشانى ، در حكم يك موضع است .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : در هاشمه ، به مجرّد شكستن ، ديه لازم مىشود ؛ اگرچه جراحت نزند .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : از براى مجروح است قصاص ، تا حدّ موضحه و ديهء زيادى ، تا حدّ هاشمه ؛ كه پنج شتر است ؛ و همچنين است در مأمومه .
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : اگر يكى ، موضحه زد و ديگرى ، هاشمه [ وارد ] كرد و