تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
و اگر كنيزى را ترسانيد [ و ] بعد آزاد شد و بچه انداخت ، عشر [ يك‌دهم ] قيمت كنيز را به ملاحظهء وقت جنايت ، به مولا بدهد . [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : هرگاه جانى كه از جنايت او طفل سقط شده بود ، اعتراف به حيات آن طفل نمود عاقلهء او ، جنين مرده [ را ] ضامن است و زياده ، بر [ عهدهء ] جانى است . و اگر منكر حيات او شد و اقامهء بيّنه كرد و ولىّ ، مدعى حيات شد و اقامهء بيّنه كرد ، بيّنهء ولىّ ، مقدّم است . [ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر بعد از جنايت ، [ جنين ] سقط شد و بعد مرد يا باقى ماند به بقاء غير تامّى تا مرد ، يا صحيح بود ؛ ولى مثل او نمىماند ، ضارب اگر عمدا زده [ باشد ] ، كشته مىشود ؛ ولى اگر حياتش مستقرّه بود و ديگرى او را كشت ، جانى اوّل ، تعزير مىشود و دومى اگر عمدا كشته [ باشد ] ، كشته مىشود ؛ و اگر حياتش ، مستقرّه نبوده ، دومى تعزير مىشود و اوّلى كشته مىشود ؛ و اگر معلوم نباشد كه حيات او مستقرّه بوده يا نبوده ، قصاصى نيست
] 402 / B [
و بر دومى ، ديه است . [ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : هرگاه مسلمى و ذمّى ، زن مجنى عليه را وطى كرده بودند و معلوم نشد كه ديه‌اى كه بر جانى بوده ، ديهء مسلم است يا ذمّى ، قرعه بزنند ؛ و به هر كدام از مسلم و ذمّى كه ملحق شد ، جانى ، ديهء او را ضامن است . و اگر عضوى از جنين را انداخت ، ديهء عضو جنين را بدهد . و همچنين اگر چهار دست ، انسانى آزاد سقط شود ؛ كه ديهء چهار عضو را مىدهد و حكم قطعى به مردن او نمىشود . و اگر آن زن مرد ، بر او است ديهء او و ديهء جنين او . و اگر عضوى را انداخت [ و ] بعد جنين را انداخت ، ديهء عضو ، داخل در ديهء جنين مىشود و چيزى زياده بر ديهء جنين ، لازم نمىشود ؛ چه آن‌كه آن جنين ، مرده ساقط شود يا زنده به حيات غيرمستقرّه ؛ و اگر مستقرّ بود ، ديهء دست را ضامن است . و اگر عقب افتاد آمدن جنين و همين دست او سقط شد و اهل خبره حكم نمودند كه آن دست ، دست زنده است نه مرده ، نصف ديه را ضامن است . و اگر حكم كردند كه [ دست ] ، دست مرده است ، نصف صد دينار - كه ديهء قطع