دست مرده است - بدهد .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : وارث مال ، ارث مىبرد ديهء جنين را به ترتيب الأقرب فالأقرب ؛ و ديهء اعضاء او و جراحات او را به نسبت به ديهء او كه بر جانى لازم مىشود ، وارث ، مال او را ارث مىبرد .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : در قطع [ كردن ] سر مرده ، صد دينار است ؛
و در جراحت و شكست او ديه ، به حسب ديهء سر او است ؛ « 1 »
و بعد از گرفتن ، ديه در وجوه برّ صرف مىشود نه وارث . و سيد مرتضى فرمودهاند كه : « [ ديه ] ، از بيت المال است » « 2 » .
تتمّه
كسى كه تلف كند مأكول اللحم يا غيرمأكول اللحمى را از آن حيواناتى كه قابل تذكيهاند ، به تذكيه ، ضامن ارش است ؛ و مالك نمىتواند آن حيوان را به متلف بدهد و قيمت را بگيرد [ بنا ] به قولى . « 3 »
و اگر به غير تذكيه تلف كرد ، يا حيوانى را كه قابل تذكيه نيست و ماليت دارد ، تلف كرد ، قيمت را ضامن است ؛ پس اگر سگ صيد بوده ، چهل درهم بدهد ؛ و اگر سگ گله است ، گوسفندى بدهد يا بيست درهم ؛ و در سگ پاسبان ، بيست درهم و در سگ زراعت ، يك قفيز گندم بدهد ؛ و سگى [ از انواع ] ديگر ، قيمت ندارد .
اينها همه بر كسى است كه قاتل ، باشد ولى غاصب ، نباشد ؛ امّا اگر غاصب باشد ، قيمت آن را ضامن است ؛ اگرچه بيشتر از اينها باشد .
و هرگاه خوك ذمّى را تلف كرد ، قيمتى [ را ] كه نزد آنان است ، ضامن است ؛ و اگر جنايت طرفى [ - عضوى ] به او رسانيد ، ارش بدهد .
و هرگاه ذمّى ، شراب يا آلت لهوى از ذمّى ديگر [ ى را ] تلف كند ، ضامن است ؛ و اگر مسلم ، اينها را از مسلمى يا ذمّى كه متجاهر به آن اعمال نباشد ، تلف كند ، ضمانى نيست ؛ و اگر از ذمّى غيرمتجاهرى تلف كند ، قيمت آن را نزد آنان ضامن است .
هامش
( 1 ) . عبارت در نسخه چنين است : « و در جراحت و شكست او به حسب ديه سر ديه او است » .
( 2 ) . نك : جوابات المسائل الموصليات الثالثة ( رسائل الشريف المرتضى ، ج 1 ) ، ص 252 ، م 80 .
( 3 ) . نك : المقنعة ، ص 769 ؛ النهاية ، ص 780 ؛ المراسم العلويّة ، ص 243 و المهذّب ، ج 2 ، ص 512 .