و از اقرب ، مىگيرند ؛ اگر وفا نكرد ، از ابعد نيز ؛ و اگر وفا نكرد ، از معتق نيز ؛ و اگر باز وفا نكرد ، از عصبهء معتق ؛ و اگر باز وفا نكرد ، از معتق معتق ؛ و اگر باز وفا نكرد ، از عصبهء معتق معتق ؛ و اگر وفا نكرد ، از معتق معتق معتق ؛ و اگر معتق معتق ، معتق ندارد ، از معتق پدر معتق ؛ اگر او هم نباشد ، از عصبهء معتق پدر و به همين ترتيب ، بالا مىرود .
و اگر ديه زياد آمد از نصيب تمام عاقلهها ، از [ آن ] امام است . و بعضى گفتهاند :
« از خود قاتل است » ؛ « 1 » و اگر نصيب عاقلهها از ديه زياد آمد ، تخصيص بعضى دون بعضى نمىدهند ؛ و اگر بعضى غايب بودند ، تخصيص حاضرها داده نمىشود .
[ مسائل ]
( مسئلهء ) [ يكم ] : اداء كند عاقله ، ديهء قتل خطا را در سر سال از حين مردن مقتول ؛ و در طرف ، از حين جنايت .
و در سرايت از حين اندمال « 2 » ، و اين اجلى كه ذكر شد ، موقوف به تعيين حاكم نمىباشد .
و اگر بعضى از عاقلهها ، بعد از گذشتن حول مرد ، از تركهء آنان ساقط نمىشود .
( مسئلهء ) [ دوم ] : هرگاه قاتل عمد و شبه عمد ، فرار كند ، از اقرب به او از آنانى كه وارث ديهء او هستند ، مىگيرند ؛ و اگر او هم نباشد ، از بيت المال مىگيرند .
و شيخ مىفرمايند كه : « اداء كند ارش را بعد از يك سال ؛ اگر زايد بر ثلث
] 302 / A [
ديه نباشد ؛ و اگر زياده بر ثلث است ، زايد را بعد از سال دوم بگيرد . و اگر ارش ، زايد بر ديه باشد - مثل قطع دو دست و دو پاى دو نفر - هر كدام ثلث ديه را بعد از يك سال مىگيرند . و اگر از براى يك نفر باشد ، بعد از سال ، ثلث را مىگيرد ؛ كه از هر جنايتى ، سدس باشد » . « 3 »
هامش
- الف : شيخ طوسى در المبسوط ( ج 7 ، ص 178 ) و الخلاف ( ج 5 ، ص 279 ، م 100 ) .
ب : ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 332 ) .
ج : محقق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 273 ) و المختصر النافع ( ص 328 ) .
د : علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 304 ، م 13 ) .
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 488 - 490 .
( 2 ) . اندمال : بهبودى .
( 3 ) . نك : المبسوط ، ج 7 ، ص 176 .