تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
دومى است ؛ كه او را كشيده ، و الّا ، بر دومى و اوّلى است ؛ چون كه اوّلى ، سبب از براى كشيدن دومى ، سومى را شده . [ مسئلهء ] ( بيست و يكم ) : هرگاه بر سر طفلى ، داد زد و او لرزيد و از پشت بامى افتاد ، ضامن است . [ مسئلهء ] ( بيست و دوم ) : هرگاه آبستنى را ترساند تا جنين را انداخت ، ضامن جنين است . [ مسئلهء ] ( بيست و سوم ) : هرگاه چاهى در ملك خود كند ؛ پس ديوار همسايه‌اش افتاد ، ضامن نيست . [ مسئلهء ] ( بيست و چهارم ) : هرگاه چاهى [ را ] كه گود نبود ، كند و ديگرى ، آن را گود كرد و كسى ، در آن افتاد ، ضمان بر اوّلى است . و محتمل است بر هر دو ، به تساوى باشد . [ مسئلهء ] ( بيست و پنجم ) : هرگاه دو امّ ولد آبستن ، خود را به هم زدند بعد از علقه شدن جنين و قيمت يكى از آنان ، دويست تومان بود و قيمت ديگرى ، صد تومان ، از براى صاحب دويست تومانى بر صاحب صد تومانى ، صد و بيست تومان است ؛ چون كه قيمت كنيز ، دويست تومان بوده و ديهء جنين ، چهل تومان بوده [ كه ] صد و بيست تومان آن در مقابل فعل خود كنيز ، ساقط مىشود و باقى را مىگيرد ، و از صاحب صد تومانى ، هفتاد تومان است ؛ چون كه با ديهء جنين ، صد و چهل دينار مىشود ، نصف آن از جهت فعل خود كنيز ، باقى مىماند .

مقصد دوم در كسى است كه واجب مىشود بر او [ ديه ]

[ واجب مىشود ] ديهء عمد و شبه عمد ، بر جانى در مال خودش ؛ و ديهء خطا ، بر عاقلهء او [ است ] . و در اينجا ، چند مطلب است :

( مطلب ) اوّل : در جهت عاقله شدن است

و آن ، چهار چيز است :