عصبه و عتق
] 202 / B [
و ضمان جريره و امامت .
امّا عصبه : پس او هر كسى است كه خويش شود از جهت پدر يا ابوين ، و مذكر بالغ عاقل باشد مثل اخوه و اولاد اخوه و عمومه و اولاد آنان ؛ اگرچه غير آنان ، اولاى به ارث باشند . و شيخ گفتهاند كه : « آباء و اولاد ، عصبه نيستند » . « 1 »
و قاتل و وارث فقير ، نمىتوانند عصبه شوند ؛ و فقر به هنگام مطالبهء ديه ، مناط است .
و متقرّب به پدر و مادر ، مقدّم بر متقرّب به پدر تنها است .
و عاقله مىشود مولا از بالا مثل مولاى مولا ، نه پايين .
و هرگاه كسى ضامن جريره شد ، ضامن عقل مىدهد نه مضمون . « 2 »
و اوّل عصبه ، مقدّم است ؛ بعد ، معتق ؛ بعد ، ضامن جريره ؛ بعد ، امام .
و عاقله ، ضمان نمىكنند به جهت بنده و به جهت قتلى كه صلح شده باشد و به جهت قتل عمد ، اگر قاتل موجود باشد ؛ اگرچه قتل عمدى باشد ؛ كه موجب ديه شود مثل قتل پدر .
و به جهت آنچه بر نفس خودش از روى خطا ، جنايت بزند ، و ضامن نمىشود آنچه به اقرار جانى ، ثابت شده باشد .
و ديهء جنايت ذمّى ، در مال خودش است ؛ اگرچه خطا باشد . و اگر عاجز شد ، بر امام است .
و عاقله ، ديهء موضحه و بالاتر را بايد تحمّل كند ؛ و در كمتر از موضحه ، شيخ دو قول دارند . « 3 »
مطلب دوم : در كيفيت قسمت مالى است كه بر عاقله است كه از هر كدام ، چقدر بگيرند
و قسط مىشود ( بر غنى ، نصف دينار و ) بر فقير ، ربع دينار . و بعضى گفتهاند :
« قسمت ، موكول به نظر امام است » « 4 » .
هامش
( 1 ) . نك : المبسوط ، ج 7 ، ص 173 و الخلاف ، ج 5 ، ص 277 - 278 ، م 98 .
( 2 ) . متن عبارت مرحوم علّامهء حلّى در ارشاد الأذهان ( ج 2 ، ص 229 ) ، چنين است : « و يعقل الضامن لا المضمون » .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 485 - 486 .
( 4 ) . برخى از فقيهانى كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از : -