كرد ، جنايت او را ضامن است ؛ و اگر نمىدانست كه او به مردم مىجهد ، يا مىدانست و اهمال در حفظ آن نكرد ، ضمانى نيست .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : و كسى كه به آن حيوان ، جنايتى بزند به جهت حفظ خودش ، ضامن نيست . و گربهاى كه به مردم بجهد ، در اين حكم است .
[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : هرگاه ظرفى بر ديوار ، از او بود و آن افتاد و مالى را تلف كرد ، ضمانى نيست .
[ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : ديوارى كه بر كسى بيفتد ، صاحب آن ديوار ، ضامن نيست . و اگر آن را رو به شارع كج ساخته ؛ يا در غير ملك خودش ساخته ؛ يا بعد از ساختن ، رو به شارع يا رو به غير ملكش كج شده و او ، متمكّن بود از ازالهء آن و نكرد ؛ ضامن است ؛ و اگر پيش از تمكّن افتاد ، ضامن نيست .
[ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : صاحب ناودانى كه رو به راه [ و جاده ] باشد ، ضامن افتادن آن نيست ؛ و همچنين سرهاى چوبى را كه از خانه رو به شارع بيرون مىكند ، اگر به [ روى ] كسى افتاد ، ضمانى نيست .
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : هرگاه آتشى در ملك خود افروخت ، اگر سرايت به غير كرد ، ضامن نيست ؛ مگر اين كه زياده بر اندازهء احتياج ، افروخته باشد با ظنّ غالب به سرايت مثل وقت وزيدن باد ؛ ولى اگر ناگهان باد آمد و سرايت كرد ، ضمانى نيست .
و هرگاه آتشى در ملك غير بيفروزد و آن ، جنايت نفسى يا مالى وارد آورد ، ضامن است .
و اگر قصد جنايت نفسى داشت و وارد آمد ؛ به اين كه آتش ، كسى را سوزانيد و او متمكّن از فرار نبود ، قصاص مىشود .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) ، هرگاه دابّهء او ، در راه بول كرد ، شيخ مىفرمايد : « اگر كسى به آن لغزيد ، ضامن است » . « 1 »
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : اگر خاكروبهء منزل را كه لغزنده بود ، بيرون ريخت ؛ يا راه را آب پاشيد ، شيخ مىفرمايند : « ضامن است ، اگر كسى بلغزد » « 2 » . و اقوى تخصيص ضمان است به صورتى كه خاكروبه و آبپاشى را نديده باشد و بلغزد .
هامش
( 1 ) . المبسوط ، ج 7 ، ص 189 .
( 2 ) . همان .