تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
و در برىء شدن او به ابراء ميّت پيش از موت ، دو قول است . « 1 »

( مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : هرچه [ را فرد ، در ] خواب به واسطهء غلطيدن تلف كند ، عاقله ضامن است ؛ اگرچه عاقله ، دايه‌اى باشد كه به جهت اضطرار دايه شده باشد . و اگر از جهت افتخار باشد ، ديه در مال خودش ، لازم است . [ مسئلهء ] ( دوم ) : ضامن مىشود شوهرى كه به عنف با زوجهء خود ، جماع كند در قبل يا دبر به قسمى كه زوجه بميرد ؛ يا او را به سينه بچسباند ، به حدّى كه بميرد ؛ و همچنين در زوجه . [ مسئلهء ] ( سوم ) : كسى كه متاعى را حمل كرده بود ، اگر آن را شكست يا به كسى زد ، ضامن است . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : هرگاه كسى بر سر ناخوش يا طفل يا ديوانه يا عاقل غافل ، صيحه زد و او تلف شد ، ضامن است . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : كسى كه شمشير به روى كسى كشيد و او تلف شد ، ضامن است . و اگر فرار كرد و خودش را يا در چاهى يا از پشت‌بامى انداخت ؛ يا درنده‌اى در راه فرار او را صدمه زد ، شيخ گفته‌اند : « ضمانى نيست » ؛ « 2 »
هامش
- و : ابن زهره حلبى در غنية النزوع ، ص 10 . ز : كيدرى در اصباح الشيعة ، ص 491 . ح : محقق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 4 ، ص 231 و المختصر النافع ، ص 361 . ط : يحيى بن سعيد حلّى در الجامع للشرايع ، ص 586 . ى : شهيد اوّل در غاية المراد ، ج 4 ، ص 447 - 448 . ك : شهيد ثانى در حاشية إرشاد الأذهان ، ص 417 . ( 1 ) . دو نظريهء موجود در اين مسئله ، عبارت است از : الف : ضمان ، كه برخى از قائلين آن ، عبارتند از : شيخ طوسى در النهاية ( ص 762 ) ؛ ابن برّاج در المهذّب ( ج 2 ، ص 499 ) ؛ يحيى بن سعيد حلّى در الجامع للشرايع ( ص 586 ) و ابو الصلاح حلبى در الكافي في الفقه ( ص 402 ) . ب : قول به عدم ضمان كه فاضل آبى در كشف الرموز ( ج 2 ، ص 637 ) آن را به ابن ادريس حلّى نسبت داده است . ( 2 ) . نك : المبسوط ، ج 7 ، ص 159 - 160 .