امّ ولدش و مرد ، ورثه ، مىتوانند قسم بخورند ؛ اگرچه قيمت از مستولده است .
و قسامه ، با گرفتن قيمت ، منافات دارد ؛ چون كه ورثه ، حقّى دارند در امضاى وصيّت ؛
و اگر نكول كردند ، مستولده مىتواند قسم بخورد على اشكال ؛
و همچنين اشكال وارد است در قسامهء غرماء ميّت بعد از نكول ورثه . « 1 »
و هرگاه وارث نكول كرد و غرماء هم قسم نخوردند ، مىتوانند منكر را قسم بدهند .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : هر [ كسى ] كه كشته شد و وارثى ندارد ، قسامه ساقط است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : هرگاه كشته ، دو ولىّ داشت [ كه ] يكى ، حاضر و ديگرى ، غايب بود ؛ حاضر ، پنجاه قسم بخورد و حقّش ، ثابت مىشود و انتظار غايب را نكشد ؛ پس اگر غايب ، حاضر شد ، بيست و پنج قسم بخورد ؛ و همچنين اگر يكى از آنان صغير بود ، كبير ، پنجاه قسم بخورد و صغير اگر بالغ شد ، بيست و پنج قسم [ بخورد ] .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : هرگاه پيش از اتمام قسامه ، ديوانه شد [ و ] بعد خوب شد ، تمام كند قسامه را . و اگر در اثناء قسامه مرد ، شيخ گفته است كه : « وارث ، قسامه را از سر بگيرد ؛ براى اينكه حقّ او از قسم غير ، ثابت نمىشود » « 2 » .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : در قسامه ، حضور مدعا عليه شرط نيست .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : هرگاه بعد از قسامه ، استيفاء حقّ نمود [ و ] بعد ديگرى ، مدعى شد كه من منفردا او را كشتم ، ولىّ ، نمىتواند او را الزام به اقرارش كند [ بنا ] به قولى . « 3 »
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : هرگاه ولىّ ، خواهش كرد كه متهم به قتل را حبس كنند ، بعضى گفتهاند : « اجابت او ، لازم است » « 4 » .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 434 - 436 .
( 2 ) . نك : المبسوط ، ج 7 ، ص 234 .
( 3 ) . فتواى شيخ طوسى در المبسوط ( ج 7 ، ص 243 ) و علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 479 ، م 174 ) ، چنين است .
( 4 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 439 - 441 .