تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
متمكّن از نرفتن ميان آنان باشد و برود . و اگر بالغى ، طفلى را [ به ] ميان تيراندازان برد ، ضمان بر او است نه بر رامى ، على اشكال . « 1 » [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : هرگاه ختّان ، حشفهء طفل را بريد ، ضامن است . [ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : هرگاه خودش را از بلندى ، عمدا بر كسى انداخت و او مرد ؛ اگر آن افتادن ، غالبا قاتل بود ، كشته مىشود ؛ و الّا ديه را ضامن است . و اگر مضطر شد به انداختن خود ، يا قصد افتادن داشت نه به جهت افتادن بر آن شخص ، ديه بر عاقلهء او است . و اگر باد او را انداخت يا لغزيد و افتاد ، ديه هم نيست . و اگر كسى را انداخت و او شخصى [ را ] كشت ، آن [ كسى ] كه انداخته [ است ] ، ضامن هر دو است . [ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : هرگاه زنى بر زن ديگرى سوار بود [ و ] زنى ديگر مركوبه را با دست يا چوب زد تا راكبه را انداخت و هلاك شد ، ديه بر آن زنى است كه مركوبه را زده [ است ] ؛ اگر او را ملجأ به انداختن كرده باشد ؛ و الّا ديه بر آن زنى است كه انداخته . و بعضى مىگويند : « ديه بر آنان ، تنصيف مىشود » . « 2 » و بعضى [ ديگر ] مىگويند : « بر هريك ، ثلث ديه است » . « 3 » [ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : هرگاه كسى را در شب بيرون برد ، ضامن است تا برگردد ؛ پس اگر معدوم شد ، ديه بر [ عهدهء ] بيرون برنده ، تعلّق مىگيرد ؛ و اگر كشته ديده شد ، قصاص بر بيرون برنده است ؛ و اگر او ادعا كرد كه ديگرى كشته ، و اقامهء بيّنه نمود ، برىء مىشود . و اگر مرده ديده شد ، در ضمان ، اشكال است . « 4 » و هرگاه طفلى را برد و بعد از برگردانيدن ، اهل آن طفل گفتند : اين [ طفل ] ، طفل ما نيست ، دايهء او تصديق مىشود ؛ اگر علم به كذب او نباشد . و اگر او هم تصديق اهل
هامش
( 1 ) . نك : همان ، ص 454 - 455 . ( 2 ) . نك : الكافي في الفقه ، ص 394 ؛ غنية النزوع ، ص 416 و غاية المراد ، ج 4 ، ص 455 - 457 . ( 3 ) . نك : الإرشاد في معرفة حجج اللّه على العباد ( ج 1 ، ص 196 ) ؛ المقنعة ( ص 750 ) ؛ شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 234 ) ؛ المختصر النافع ( ص 318 ) ؛ مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 348 ، م 41 ) و غاية المراد ، ص 456 - 457 . ( 4 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 457 - 491 .