طفل كرد ، ديه تعلّق مىگيرد ؛ مگر آنكه آن طفل يا طفلى [ را ] كه مشتبه به آن طفل شود ، كه احتمال برود او باشد ، بياورد .
و هرگاه دايهاى به جهت طفلش گرفته بود و او دايهء ديگرى گفت و طفل تلف شد ، دايهء اوّل ، ضامن است .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : روايت شده
] 102 / A [
است از حضرت صادق عليه السّلام در واقعهء دزدى كه داخل شد و جامهها را جمع كرد و زنى كه آنجا بود به كره وطى كرد ، و طفل او را كه در مقام مدافعه بود ، كشت ؛ پس ، از آنجا بيرون شد و زن او را كشت ؛ حضرت فرمود كه : « اولياى دزد ، ضامن ديهء طفلند و از تركهء او ، چهار هزار درهم به زن ، از جهت اكراه بر وطى مىدهند و آن زن ، ضامن آن دزد نيست » . « 1 »
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : باز روايت شده [ است ] از آن حضرت در واقعهء زنى كه شب عروسى ، رفيق خود را در حجلهاش داخل كرد ؛ پس شوهر او ، آن مرد را كشت ؛ پس زن ، شوهر را كشت ، فرمود : « ضامن مىشود زن ، ديهء آن مرد را و در عوض شوهر ، كشته مىشود » . « 2 »
[ مسئلهء ] ( هجدهم ) : از امير المؤمنين [ علىّ ] عليه السّلام نقل شده در چهار نفرى كه مست شدند [ كه ] دو نفر [ از ] آنان ، مجروح و دو نفر [ ديگر ] ، مقتول شدند ، فرمود : « ديهء آن دو مقتول ، بر آن دو مجروح است بعد از كم كردن ارش جراحت آنان » . « 3 »
دوم : تسبيب است
و آن ، آن عملى است كه حاصل نمىشود تلف ، مگر به آن و به غير آن عمل ؛ همچون گذاردن سنگ در راه يا در ملك غير ، تا كسى به آن لغزيد و تلف شد ، كه آن [ كسى ] كه گذارده ، ضامن است .
و اگر در ملك خود يا در مكان مباحى گذارد ، ضامن نيست .
و همچنين ضامن است هرگاه كاردى نصب كرد و كسى لغزيد بر او و مرد .
و هرگاه چاهى در راهى يا ملك غيرى كند ؛ اگر مالك راضى بوده ، يا در راه بود و
هامش
( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 208 ، ح 823 ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 293 ، ح 12 .
( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 240 ، ح 956 ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 284 ، ح 13 .
( 3 ) . تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 240 ، ح 956 ؛ الكافي ، ج 7 ، ص 284 ، ح 5 .