مقصد سوم : در [ بيان ] جنايت طرف است
( بدان كه ) در جنايت طرف ؛ اگر جانى تعمّد كرده ، قصاص مىشود ؛ و الّا ، ديه است .
و حاصل مىشود تعمّد ، به آنچه حاصل مىشد در قتل با آن شروطى كه داشت .
و قصاص مىشود از زن ، اگر جنايت به مرد وارد آورده [ است ] و از مرد براى زن .
و مادامى كه جنايت ، زايد بر ثلث ديه نشده باشد ، بر مرد بعد از قصاص ، چيزى ردّ نمىشود ؛ مثل آنكه در ديهء طرف ، مرد و زن مساويند تا به ثلث ديه برسد ، آن وقت ديهء زن ، نصف ديهء مرد است .
و شرط است در قصاص ، اينجا سه چيز :
[ شرط ] اوّل : مساوات آنان در سلامت
پس دست صحيح ، به دست شل قطع نمىشود ؛ اگرچه جانى ، قبول كند ؛ ولى دست شل ، به دست صحيح ، قطع مىشود ؛ اگر حكم نكند اهل خبره ؛ كه اگر آن را ببرند خونش بند نمىآيد .
و قصاص مىشود از براى كامل ، از ناقص . و بعد از قصاص ، ديگر ارشى نيست ، و از براى ناقص از كامل ، قصاص نمىشود ؛ بلكه ديه ثابت است .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : حدقهء [ چشم فرد ] كور و زبان گنگ و ذكر عنين ، در حكم دست شل است كه ناقص است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : ذكر خصىّ و پير و طفل و غير مجنون و بينى كسى كه شامّه ندارد ، و گوش كر يا سوراخ شده و دندان طفل ، هرگاه بعد از يك سال از جنايت ، دو دفعه درنيايد ، و كسى كه خوره دارد ، اگر چيزى از آن ساقط نشده [ باشد ] ، در حكم صحيح است .
پس هرگاه كسى كه يك چشم داشت ،
] 491 / B [
يك چشم كسى را كه هر دو چشم [ را ] داشت ، كند ، چشمش كنده مىشود ؛ مثل اينكه هرگاه [ فرد ] صحيح ، يك