تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
ولىّ ، قصاص است . و هرگاه آن بنده ، بندهء [ مولاى ] خودش را كشت ، از براى مولا ، قصاص است ؛ اگرچه قيمت قاتل بيشتر باشد . و هرگاه بنده از [ آن ] غير او است كه بنده او را كشته ، نمىتواند او را بكشد ، مگر بعد از ردّ زياده ؛ اگر قيمت قاتل بيشتر باشد . و همچنين است هرگاه غلامى ، كنيزى را بكشد ؛ كه نمىشود او را كشت ، مگر بعد از ردّ زيادهء بر قيمت او نسبت « 1 » به غلام . [ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : هرگاه [ فرد ] آزادى ، بر بنده جنايت زد و سرايت كرد ، بعد از آزاد شدن آن بنده ، از براى مولا ، اقلّ الامرين است از قيمت جنايت ، و از ديه [ در ] وقت سرايت ، به اين كه
] 491 / A [
قطع كند كسى ، دست او را در حالى كه قيمت او مساوى ديه بود ؛ بعد ديگرى دست او را قطع كند بعد از آزاد شدن ؛ [ و ] بعد سومى ، پاى او را قطع كند - و همه سرايت كرد - ، از براى مولا ، ثلث ديه است بعد از نصف آن . [ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : هرگاه دست بنده را قطع كرد و بعد از آزاد شدن ، سرايت كرد ، قصاص نيست ؛ بلكه ديهء آزاد را مىگيرد و از براى مولا است نصف قيمت او در وقت جنايت ، و باقى ديه از [ آن ] ورثه است . و اگر بعد از قطع دست ، آزاد شد ، بعد ديگرى پاى او را قطع كرد و آن دو جنايت ، سرايت كردند ، بر جانى اوّل ، نصف ديه است و بر [ جانى ] دومى ، قصاص است بعد از ردّ [ كردن ] نصف ديه به او . و هرگاه يك نفر ، دست او را قطع كرد [ و ] بعد آزاد شد و همان جانى ، پايش را قطع كرد و هر دو جنايت ، سرايت كردند ، از براى مولا ، نصف قيمت است و از براى آن بنده ، قصاص است از جهت جنايت دوم ، يا نصف ديه ؛ اگر جانى راضى شود . و اگر هر دو جنايت سرايت كردند ، از براى ولىّ است قصاص ، بعد [ از ] اداى حقّ مولا . و اگر در پاى تنها ، قصاص كرد ، مولا نصف قيمت او را در وقت جنايت مىگيرد . و اگر بعد از ردّ [ كردن ] نصف قيمت از ديهء دست ، چيزى زياد آمد ، از [ آن ] ولىّ است .
هامش
( 1 ) . در نسخه « بالنسبة » بدل « نسبت به » است .