بلكه تعزير مىشود ، و ديهء ذمّى را ضامن است .
و اگر عادت خود را بر كشتن ذمّى قرار داده باشد ، بعضى گفتهاند : « كشته مىشود بعد از ردّ زيادتى از ديهء ذمّى ، نسبت به ديهء مسلم را بر او » ؛ « 1 » ولى ذمّى را به ذمّى مىكشند . و همچنين به ذمّيه ؛ بعد از ردّ [ كردن ] زايد ديهء ذمّى را نسبت به ديهء ذمّيه بر او .
و ذمّيه را به ذمّيه و ذمّى مىكشند ؛ و ردّى نيست .
و اگر ذمّى بعد از قتل ، اسلام آورد ، قصاص نيست . و ذمّى را به مرتدّ مىكشند - مثل اينكه مرتدّ را به ذمّى مىكشند على اشكال - ؛ « 2 » مگر اينكه از ارتداد رجوع كند .
و يهود را به نصرانى و حربى مىكشند ؛ مثل اينكه حربى و نصرانى را به يهود مىكشند .
و كسى [ را ] كه مادر او زانيه نيست ، به كسى كه مادر او زانيه است ، [ مىكشند ] .
[ چند مسئله ]
( مسئلهء ) [ يكم ] : هرگاه ذمّى ، مسلمى را عمدا كشت ، او با مالش به ورثهء مسلم داده مىشوند ؛ كه آنان مخيّرند ميان قتل او و استرقاق او . [ و ] شيخ مىفرمايند كه :
هامش
( 1 ) . برخى از فقيهانى كه اين چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه ( ج 4 ، ص 92 ) و المقنع ( ص 534 ) .
ب : ابن جنيد اسكافى به نقل علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 335 ، م 32 ) .
ج : شيخ مفيد در المقنعة ( ص 739 ) .
د : سيّد مرتضى در الانتصار ( ص 542 ، م 302 ) .
ه : شيخ طوسى در النهاية ( ص 749 ) .
و : ابو الصلاح حلبى در الكافي في الفقه ( ص 384 ) .
ز : سلّار ديلمى در المراسم العلوية ( ص 236 - 237 ) .
ح : ابن حمزه طوسى در الوسيلة ( ص 433 ) .
ط : ابن زهره حلبى در غنية النزوع ( ص 407 ) .
ى - ك : صهرشتى و طبرسى به نقل شهيد در غاية المراد ( ج 4 ، ص 346 ) .
ل : كيدرى در اصباح الشيعة ( ص 494 ) .
م : يحيى بن سعيد حلّى در الجامع للشرايع ( ص 573 و 581 ) .
ن : علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 335 ، م 32 ) .
س : شهيد اوّل در غاية المراد ( ج 4 ، ص 346 - 348 ) .
ع : شهيد ثانى در حاشية إرشاد الأذهان ( ص 410 ) .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 348 - 349 .