مقصد اوّل : در [ بيان ] قتل عمد است
و در آن ، مطالبى است :
( مطلب ) اوّل : در [ بيان ] سبب قتل عمد است .
و آن ، يا به مباشرت است چون سر بريدن و خفه كردن و زهر خورانيدن و زدن به شمشير يا كارد يا سنگ تيز ، يا جراحت زدن در مقتل ؛ اگرچه به فرو بردن سوزنى باشد ؛
و يا به سبب است مثل : انداختن تير يا سنگ يا خفه كردن به ريسمان يا زدن به عصا ، به اندازهاى كه طرف مقابل تحمّل آن نكند ، يا تحمّل كند ؛ ولى به واسطهء آن مبتلا به مرضى شود كه تلف شود ، يا نگاه داشتن از طعام و شراب در مدتى كه [ معمولا ] مثل آن [ را
881 / A
] تحمّل نكند ، يا او را در آتش بيندازد تا بسوزد ؛ هرچند كه قادر بر بيرون آمدن از آتش باشد و بيرون نيايد ، مگر در صورتى كه از جهت مشاقّه با او بيرون نيايد ؛ و مثل اينكه جراحتى به او بزند و آن جراحت سرايت به نفس كند ؛ هرچند كه مجروح ، ترك مداوا كند از جهت مشاقّه ، يا اينكه او را فصد « 1 » كند و خون بسته نشود تا بميرد ؛ مگر آنكه محلّ فصد را نبندد ؛ يا اينكه اگر مىبست ، خون بند مىآمد ؛ و مثل اينكه او را در آب بيندازد به قسمى [ كه ] نتواند از آب بالا رود بىآنكه حبس نفس كند ؛ و مثل اين كه خودش را يا كسى ديگر را بر [ روى ] شخصى عمدا بيندازد تا بميرد . و اگر آن انداختن ، غالبا كشنده نبود [ ه است ] ، شبه عمد است ؛ و مثل آنكه اقرار كند كه به سحر ، او را كشته [ است ] .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : هرگاه غذاى مسمومى نزد او برد و او با علم به سمّ خورد ، نه قصاص است [ و ] نه ديه و اگر نمىدانست ، قصاص مىشود . و اگر زهر را در طعام صاحب منزل كرد و او خورد ، شيخ مىفرمايند : بر او قصاص است . « 2 »
هامش
( 1 ) . رگ زدن .
( 2 ) . نك : المبسوط ، ج 7 ، ص 46 و الخلاف ، ج 5 ، ص 171 ، م 32 .