عدم اجابت او ؛ بلكه مكلّف شود به اسلام ؛ و بعد ببينند كه اگر واقعا طالب هدايت بوده ، هدايت كنند او را .
( خاتمه )
مرتدّ آنچه [ را كه ] كسب كرده [ است ] در حال ارتداد ملّى ، مالك است ؛ و در ارتداد فطرى ، اشكال است . « 1 »
مقصد نهم : در [ بيان ] وطى بهايم و اموات است
هر عاقل بالغى كه وطى كند دابّهء مأكول اللحم را ، تعزير مىشود و ضامن قيمت آن است ؛ اگر از خودش نباشد . و آن دابّه ، حرام مىشود . و نسلى كه بعد از وطى پيدا كند ، حرام است - مثل شيرى كه بعد پيدا كند - ، و بايد ذبح شود و سوزانده شود .
و اگر مأكول اللحم نيست - همچون اسب و قاطر و الاغ - ، از شهر بيرون شود . و در غير آن شهر ، به فروش رود و ثمن آن به مالكش داده شود به غرامت واطى و ثمنى [ را ] كه به آن فروخته شده ، صدقه بدهند [ بنا ] به قولى ؛ « 2 » و بعضى گفتهاند : به خود واطى بدهند . « 3 »
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : ثابت مىشود وطى بهايم ، به شهادت دو عادل و به يك مرتبه اقرار ؛ اگر در ملك او باشد ؛ و اگر از غير باشد ، به يك مرتبه اقرار ، غير از تعزير ، چيزى ثابت نمىشود ؛ و بعد از سه مرتبه تعزير ، در مرتبهء چهارم وطى ، كشته مىشود .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : وطى اموات ، مثل وطى احياء است ؛ بلكه در غير محصن ، حدّ او شديد مىشود . و اگر آن مرده ، زن او بود ، تعزير مىشود .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : ثابت مىشود وطى اموات از زنان ، به آنچه [ كه ] زنا ثابت مىشود [ بنا ] به قولى ؛ « 4 » و به شهادت دو عادل ، و به دو مرتبه اقرار [ بنا ] به قولى . « 5 »
هامش
( 1 ) . نك ، همان ، ص 293 - 294 .
( 2 ) . نك : المقنعه ، ص 790 و الوسيلة ، ص 415 .
( 3 ) . نك : السرائر ، ج 3 ، ص 468 - 469 ؛ شرايع الإسلام ، ج 4 ، ص 174 و حاشية إرشاد الأذهان ، ص 405 .
( 4 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 298 - 299 .
( 5 ) . نك : همان .