مرتدّ است .
و كشته نمىشود مسلم ، اگر او را بكشد . و در صحّت بنده گرفتن او ، اشكال است . « 1 »
( مسئلهء ) [ سوم ] : حجر [ - منع ] مىكند حاكم ، بر اموال مرتدّ به جهت آنكه تلف نكند . [ و ] اگر از ارتداد ، توبه كرد - در جايى كه توبهاش قبول است - ، او احقّ است به اموال خود . و اگر ملحق شد به دار حرب ، اموال او ضبط مىشود .
( مسئلهء ) [ چهارم ] : زنى كه مرتدّ شده باشد ، كشته نمىشود هرچند كه فطرى باشد ؛ بلكه حبس مىشود دائما ، و در اوقات نمازها او را مىزنند .
( مسئلهء ) [ پنجم ] : مرتدّ ملّى ، اگر چهار مرتبه مرتدّ شد ، ديگر توبهء او قبول نمىشود و كشته مىشود .
( مسئلهء ) [ ششم ] : هرچه مرتدّ ، تلف كند از مال مسلم در دار حرب و اسلام ، ضامن است پيش از منقضى شدن حرب و بعد از آن ؛ به خلاف كافر حربى على اشكال . « 2 »
و اگر بعد از ارتداد ، [ مرتدّ ] ملّى ، ديوانه شد ، كشته نمىشود ؛ و تزويج او به زن مسلم يا كافر ، صحيح نيست .
( مسئلهء ) [ هفتم ] : كلمهء اسلام « اشهد ان لا إله الّا اللّه » و « [ أشهد ] أنّ محمّدا رسول اللّه » است ؛ پس اگر انكار
] 781 / A [
كرد عموم نبوت آن حضرت را به اين كه بگويد :
« [ پيامبر اسلام ] ، پيغمبر بر همه نيست » ؛ يا انكار وجود آن حضرت را كرد ، او را متنبّه [ - آگاه ] گردانند به آن مطلب .
( مسئلهء ) [ هشتم ] : هرگاه مرتدّ ، مسلمى را به عمد كشت ، قصاص مىشود ؛ و اگر ولىّ ، عفو نمود ، از جهت حدّ ، كشته مىشود . و اگر به خطا كشت ، ديهء مخفّف بر مالش تعلّق مىگيرد ؛ و وقت ادا ، زمان قتل يا [ زمان ] موت او است . و هرگاه مرتدّ را بكشد كسى كه معتقد است زنده ماندن مرتدّ را بعد از توبه ، در قصاص ، اشكال است . « 3 »
( مسئلهء ) [ نهم ] : هرگاه مرتدّ ، طلب كند كه او را به هدايت آورند ، محتمل است
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 287 - 289 .
( 2 ) . نك : همان ، ص 289 - 290 .
( 3 ) . نك : همان ، ص 290 - 292 .