دو قسم مىخورند و ضامن مىباشند .
[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : هرگاه اجبار كرد امام ، كسى را بر بالا رفتن بر نخلى يا نزول در چاهى ، ضمان بر بيت المال است ؛ اگر امر امام ، به جهت مصلحت عامه بوده باشد ؛ و اگر اجبار نكرد ؛ ضمانى نيست .
[ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : هرگاه تأديب كرد زن يا فرزندش را و جنايتى رسيد ، ضامن است .
( خاتمه )
هرگاه كسى امر كرد ديگرى را بر بريدن دشول او ، ضامن نيست . و اگر پدر يا جدّ يا اجنبى ، دشول طفل يا ديوانه را بريدند ، ضامن ديه مىباشند .
( تتمّه )
هرگاه بعد از ثبوت قتل بر كسى ، قاتل ، مدعى شد كه مقتول ارادهء نفس يا مال او [ را ] داشته و اقامهء بيّنه كرد به دخول مقتول بر او با شمشيرى كشيده بر صاحب منزل ، ضمانى نيست .
مقصد هشتم : در [ بيان ] ارتداد است
( بدان كه ) ارتداد ، قطع اسلام است از مكلّف ؛
يا به فعل ، مثل سجده [ بر ] بت و عبادت خورشيد و انداختن قرآن در قاذورات « 1 » و مثل آن از چيزهايى كه دلالت بر استهزاء كند ؛
يا به قول است كه از عناد يا استهزاء يا اعتقاد ، صادر شده باشد .
و اعتبارى نيست به ارتداد طفل و ديوانه و مكره و مست .
و اگر دو شاهد ، شهادت بر ارتداد شخصى دادند ، تكذيب [ مرتد ] فايده ندارد .
و اگر مدعى شد كه بر آن فعل يا قول ، مكره بوده ، با [ وجود ] اماره بر اكراه ، مسموع است .
هامش
( 1 ) . نجاسات .