كردند ؛ يا اين كه دو دست او را مقبلا قطع كرد و پاى او را مدبرا قطع نمود ، در هر دو به فرض ، نصف ديه را ضامن است [ بنا ] قولى . « 1 »
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : هرگاه ديد با زن يا غلام يا كنيزش ، كسى را كه به كمتر از جماع با آنان ، مباشرت مىكند و او را كشت خونش ، هدر است ؛ به شرط آن كه به دفاع ، مندفع شود .
و اگر كسى در خانه از ديوار نگاه مىكند ، مىتواند او را زجر و طرد كند ؛ و اگر مندفع نشد تا اينكه به « 2 » او سنگى يا چوبى انداخت و او ، هلاك شد ، خونش ، هدر است ؛ ولى اگر پيش از زجر به او چيزى زد و او هلاك شد ، ضامن است . و در اين حكم است اگر بعد از زجر به ذىرحم
] 681 / A [
چيزى بزند ؛ مگر آن كه زن برهنه باشد « 3 » .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : هرگاه دابّه [ - چهارپا ] به كسى رو آورده بود و او [ آن را ] دفع كرد و به [ سبب ] دفع ، تلف شد ، ضمانى نيست .
و اگر دست او را در دهان برده بود و چون كه دستش را از دهان آن [ دابّه ] درآورد زبان آن [ دابّه ] ساقط شد ، ضمانى نيست .
و اگر در دفع [ دابّه ] محتاج است به جراحت زدن يا چاقو يا مشت زدن ، جايز است . و اگر به اسهل [ وجه ] دفع مىشود ، به همان مقدار اكتفا كند ؛ كه اگر تخطّى از آن مقدار كرد ، ضامن است .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : اگر دو لشكر به هم حمله آوردند ، ضامن جنايت مىشوند . و اگر يك لشكر ، باز ايستاد و ديگرى ، حمله كرد ، آن [ لشكرى ] كه حمله كرده ، ضامن است . و اگر آن [ لشكرى ] كه بازايستاده ، دفع كرد ، حملهكننده را و دفع ، منجرّ به جنايتى شد ، ضامن نيست . و اگر هر دو به هم جراحت زدند و هر يك ، مدعى بود ، هر
هامش
( 1 ) . برخى از فقيهانى كه قائل به اين قول شدهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در المبسوط ( ج 8 ، ص 76 ) .
ب : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 177 ) .
ج : علّامه حلّى در قواعد الأحكام ( ج 3 ، ص 571 ) و تحرير الأحكام الشرعيّة ( ج 5 ، ص 384 - 385 ، م 6907 ) .
د : شهيد ثانى در حاشية إرشاد الأذهان ( ص 402 ) .
( 2 ) . در متن نسخهء خطّى لفظ « با » آمده است .
( 3 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : قواعد الأحكام ، ج 3 ، ص 572 .