تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
معيّن است » ؛ « 1 »

( خاتمه )

هر كه حلال داند چيزى از محرّمات اجماعيه را - همچون خوردن ميته و شراب و خوك و ربا - ؛ اگر متولّد بر فطرت است ، كشته مىشود ؛ و اگر حرام مىدانست و مرتكب شد ، تعزير مىشود .

مقصد ششم : در [ بيان ] دزدى است

و در آن ، مطالبى [ چند ] است :

( مطلب ) اوّل : در دزد است

كه بايد بالغ باشد ؛ [ پس بدان ] كه طفل را تأديب مىكنند ؛ اگرچه مكرّر شود از او دزدى . و [ بايد ] عاقل باشد ؛ كه ديوانه ، قطع نمىشود . و مقام شبهه نباشد ؛ كه اگر خيال مىكرد از خود او است [ و ] بعد معلوم شد كه از او نبود [ ه ] ؛ يا از مشترك دزديد به خيال آن كه به اندازهء نصيب خودش است [ و ] بعد معلوم شد [ كه ] زياده بر نصيب خودش بوده ، قطع ، ساقط است . و در اين حكم است غنيمت كه خيال كند به اندازهء نصيب خود برده ، يا آن كه مال خودش را از مستأجر يا مرتهن بدزدد . و بايد هتك حرز كند به تنهايى يا با شريك ؛ كه اگر غير او ، هتك كرد و او ، دزديد ، قطعى نيست . و بايد مال را خودش يا بالشركة بيرون ببرد به مباشرت يا تسبيب ؛ مثل آن‌كه آن را بار بر حيوانى كند ، يا بال مرغى ، يا بر روى آب بيندازد و آب بياورد ، يا طفلى را امر به اخراج آن كند .
هامش
( 1 ) . برخى از فقيهانى كه فتواى به وجوب حدّ داده‌اند ، عبارتند از : الف : ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 479 ) . ب : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 157 - 158 ) .