[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : كسى كه سبّ كند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله يا يكى از ائمه عليهم السّلام را ، شنونده ، بايد با امن از ضرر ، او را بكشد .
[ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : مدعى نبوت و شاكّ در نبوت [ حضرت ] محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( از كسانى كه ظاهرا مسلم هستند ) ، محكوم به اسلام است .
[ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : مسلمى كه عمل سحر كند ، كشته مىشود . و اگر كافرى [ عمل سحر ] كرد ، تأديب مىشود .
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : هر كه حرامى مرتكب شد يا ترك واجبى كرد ، تعزير كند او را امام به هر چه [ كه ] نظرش [ تعلّق ] بگيرد ؛ و به اندازهء حدّ آزاد نرسد ، اگر آزاد باشد ؛ و به اندازه حدّ مملوك نرسد ، اگر مملوك باشد .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : تأديب نشود طفل و بنده ، به زياده بر ده تازيانه .
و مستحبّ است [ براى ] كسى كه بندهاى را حدّى بزند در غير موجب حدّ ، [ اينكه ] او را آزاد كند .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : هرچه موجب تعزير است و حقّ خداى تعالى است ، به دو شاهد و به دو اقرار از [ طرف ] اهلش ، ثابت مىشود .
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : كسى كه قذف كرد كنيز خود يا بندهاش را ، تعزير مىشود .
[ مسئلهء ] ( هجدهم ) : ساقط نمىشود حدّ ، به اباحهء قذف ؛ چون كه شباهت به حقّ اللّه دارد . و اگر مقذوف ، خودش استيفاى حدّ كرد ، [ حدّ ] ساقط نمىشود و دو مرتبه مىتواند مطالبه كند و جهت حق الناسى او غلبه دارد ؛ چون كه به عفو كردن او ، ساقط مىشود و به ارث ، منتقل مىشود .
[ مسئلهء ] ( نوزدهم ) : قذف ، وقتى موجب حدّ مىشود كه به صورت شهادت نبوده باشد . و اگر فاسق ، شهادت داد ، حدّ مىخورد .
و اگر قاضى ، شهادت هر چهار نفر شهود را ردّ كرد - چون كه به نظر او ، آنان فاسق بودند - ، حدّ نمىخورند .
[ مسئلهء ] ( بيستم ) : شهادت ، آن است كه در مجلس قضا به لفظ شهادت ، اداء شود با اجتماع شرايط ؛ و ماسواى آن ، قذف است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: العلامة الحلي
ص٦١٥