[ مسئلهء ] ( چهارم ) : هر تعريضى « 1 » كه مواجه را بد بيايد ، موجب تعزير است ؛ مثل اين كه بگويد : « تو فرزند حرامى » ؛ يا « مادرت در حيض ، به تو حامله شده [ است ] » ؛ يا به زنش بگويد : « نيافتم تو را باكره » ؛ يا بگويد : « ديشب به مادر تو ، محتلم شدم » ؛ يا [ بگويد ] : « اى فاسق » ؛ « اى كافر » ؛ يا [ بگويد ] : « اى خوك » ؛ يا « اى پست » ؛ يا « اى حقير » ؛ يا « اى خورهدار » ؛ يا « [ اى ] پيسىدار » .
و اگر مواجه ، مستحقّ آن است ، تعزيرى نيست .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : هرگاه جماعتى را به يك لفظ ، قذف كرد و او را يك مرتبه نزد حاكم حاضر نمودند ، بيش از يك حدّ ، بر او نيست ؛
و اگر متفرّقا آوردند ، براى هر يك ، حدّى بخورد ؛
و اگر يكى [ از ] آنان را قذف كرد ، از براى هر يك ، حدّى مىخورد .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : حدّ قذف را ارث مىبرد وارث مال ؛ دختر باشد يا پسر ؛
] 181 / B [
ولى زوج و زوجه ، ارث نمىبرند .
و اگر جماعتى ، ارث بردند و يكى از آنان عفو كرد ، باقى مىتوانند تمام حدّ را مطالبه كنند ؛ اگرچه باقى ، يكى باشد .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : آن كه استحقاق طلب حدّ دارد ، مىتواند پيش از ثبوت و بعد از ثبوت ، عفو كند ؛ ولى حاكم ، نمىتواند اجراى حدّ كند . مگر بعد از مطالبهء او .
و هرگاه [ حاكم ] ، بالغ رشيدى را قذف كرد ، پدرش حقّ مطالبهء حدّ ندارد .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : هرگاه حدّ ، سه مرتبه مكرّر شد ، در مرتبهء چهارم ، محدود [ بايد ] كشته شود .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : هرگاه قذف كرد و حدّ خورد و بعد از حدّ ، گفت : « آنچه گفته بودم ، صحيح بود » ، تعزير مىشود .
و اگر مكرّر شد تعزير ، يك حدّ مىخورد .
و اگر حدّ ، در ميان تعزير درآمد ، متعدّد مىشود حدّ .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : هرگاه كفّار به هم بد گفتند ، يا لقب بد نهادند ؛ اگر خوف فتنه است ، تعزير مىشوند .
هامش
( 1 ) . كنايهگويى .