اگر به كافرى گفت : « اى پسر زانيه » و مادر او ، مسلم آزاد بود ، حدّ مىخورد .
و اگر به پسر [ زن ] ملاعنه يا زانيهء بعد از حدّ و توبه گفت : « اى پسر زانيه » ، حدّ مىخورد ؛ نه پيش از توبه .
( مسئله )
هرگاه پدر ، فرزندش را قذف كرد ، تعزير مىشود . و همچنين است هرگاه زن مردهء خودش را قذف كرد و خودش ، وارث او بود ؛ و اگر وارث ، ديگرى بود ، حدّ مىخورد ؛
و فرزند به قذف پدر ، حدّ مىخورد ؛ و مادر ، به قذف فرزند ؛ و فرزند ، به قذف مادر حدّ مىخورند .
مطلب دوم : در [ بيان ] احكام ( قذف است )
و در آن ، مسائلى [ چند ] است :
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : واجب مىشود به قذف با اجتماع شرايط ، هشتاد تازيانه به زدن وسطى « 1 » با لباس ؛ و مشهور مىشود تا شهادتش ، مردود شود .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : ثابت مىشود قذف به [ واسطهء ] اقرار مكلّف آزاد مختار [ به ] دو مرتبه ؛ و به [ واسطهء ] شهادت دو مرد عادل .
و اگر دو نفر ، يك كس را قذف كردند ، تعريز مىشوند .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : ساقط نمىشود حدّ قذف ، مگر به بيّنهاى كه تصديق قاذف كند ؛ يا خود مقذوف ، تصديق كند ؛ يا عفو كند . و اگر مقذوف ، زنش بود ، به اينها و به لعان ، حدّ ساقط مىشود .
هامش
- - ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 520 ) .
- محقق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 4 ، ص 152 ) و المختصر النافع ( ص 298 ) .
- علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 9 ، ص 267 ) .
- شهيد اوّل در غاية المراد ( ج 4 ، ص 231 ) .
- شهيد ثانى در حاشية إرشاد الأذهان ، ص 395 .
ب : قول به وجوب حد كه برخى از قائلين آن عبارتند از :
- شيخ طوسى در النهاية ( ص 725 ) .
- قاضى ابن برّاج در المهذّب ( ج 27 ص 548 ) .
( 1 ) . متوسّط .