( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر دو زن اجنبى ، در زير يك جامه مجتمع بودند و برهنه هم بودند ، تعزير مىشوند ؛ و اگر
] 081 / B [
دو مرتبه تعزير شدند ، در مرتبهء سوم ، حدّ مىخورند .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : هرگاه زنى ، نطفهء مرد را از فرج خود در رحم دختر بكرى ريخت ، هر دو ، حدّ مىخورند ؛ و زن فاعل ، غرامت مىكشد مهر المثل آن بكر را از براى او ؛ و ولد ، ملحق به مرد است .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : به قوّاد - و او آن كسى است كه جمع مىكند ميان مردم ، به جهت لواط يا زنا - ، هفتاد و پنج تازيانه مىزنند . و سرش را مىتراشند . و او را مشهور [ مى ] گردانند و نفى بلد « 1 » مىكنند ؛ چه آن كه آزاد باشد يا بنده ؛ مسلم باشد يا كافر ؛ مرد يا زن ؛ مگر در سر تراشيدن و شهرت و نفي بلد ، كه از زن ساقط است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : ثابت مىشود قيادت ، به دو مرتبه اقرار از بالغ عاقل آزاد مختار ؛ و به شهادت دو عادل .
مقصد چهارم : در [ بيان ] حدّ قذف است
و در آن ، دو مطلب ( است ) :
( مطلب ) اوّل : در [ بيان ] اركان قذف است
و آن ، سه چيز است :
( ركن اوّل : صيغهء قذف است )
و آن ، نسبت به زنا يا لواط است - مثل اين كه [ به مردى ] بگويد « تو زانى [ هستى ] » ، يا « لاطى » ، يا « ملوطى » ، يا « زنا كردى » ، يا « لواط كردى » ، يا [ بگويد ] « اى زناكار » ، و « اى لاطى » ؛
يا به زن بگويد : « تو ، زانيه هستى » ، يا [ بگويد ] « به تو ، زنا كردهاند » - ، و هر چه
هامش
( 1 ) . تبعيد .