چهارم : جلد تنها است كه ثابت مىشود در حقّ زن و مردى كه زن نداشته باشد ، [ بنا ] به قولى . و بنده و مرد آزاد و زن آزاد ، صد تازيانه مىخورد .
و اگر بنده باشند ، پنجاه تازيانه مىخورند ؛ اگرچه محصن باشند .
و اگر آزاد ، سه دفعه زنا كرد ، در دفعهء سوم يا چهارم ، كشته مىشود ؛ و آن محلّ خلاف است . « 1 »
و اگر از بنده ، هشت مرتبه زنا مكرّر شد ، در مرتبهء نهم ، كشته مىشود .
و اگر بعد از هر زنايى ، حدّ نخورده بود تا زناى آخر ، حدّ مىخورد .
( مسئله )
و هرگاه ذمّى به ذمّيه زنا كرد ، حاكم مخيّر است در ارجاع به حاكم خودشان ، يا حكم به مطابق اسلام .
و هرگاه كسى ، مردى را يافت كه با زنش زنا مىكرد ، مىتواند هر دو را بكشد ، و ؛ اگر بعد از كشتن ، مدعى اين مطلب شد ، تصديق نمىشود مگر به [ واسطهء ] بيّنه يا تصديق ولىّ آن زن و مرد .
و هر كسى كه با انگشت ، بكرى را ثيّب « 2 » كرد ، مهر زنان آن دختر ، به او تعلّق مىگيرد ؛ و اگر كنيز بود ، عشر قيمت او را ضامن است .
و كسى كه كنيزى را بر زن مسلمهء آزادى بگيرد و بدون اذن زن ، با او وطى كرد ، بر او نصف حدّ زانى ، تعلّق مىگيرد .
مقصد دوم : در [ بيان ] لواط ( است )
( بدان كه ) لواط ، وطى
] 081 / A [
ذكران است ؛ پس اگر ادخال كرد در مذكّرى ، هر دو كشته مىشوند اگر :
بالغ عاقل بوده باشند ؛ آزاد باشند يا بنده ؛ مسلم باشند يا كافر ؛ محصن باشند يا غير محصن ؛ ( يا به تفريق ) .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 206 - 210 .
( 2 ) . غير باكره .