( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : هرگاه مملوك ، مدعى شد اكراه مولا او را بر لواط ، تصديق مىشود .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : هرگاه به طفلى يا ديوانهاى لواط كرد ، لاطى « 1 » كشته شود ؛ و ملوط « 2 » ، تأديب شود . و اگر ديوانه به عاقلى لواط كرد ، لاطى ، تأديب شود و ملوط ، كشته شود .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : مخيّر است امام ، در كشتن در لواط ميان زدن :
[ الف ] - [ با ] شمشير يا ؛
[ ب ] - سوزانيدن يا ؛
[ ج ] - سنگسار كردن يا ؛
[ د ] - از بلندى ، او را انداختن يا ؛
[ ه ] - ديوارى ، بر او خراب كردن يا ؛
[ و ] - جمع كردن ميان يكى از آنها با سوزانيدن .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : هرگاه لواط كرد ، ولى ادخال نكرد ، لاطى و ملوط [ هر دو ] صد تازيانه مىخورند ؛ آزاد باشند يا بنده ؛ مسلم باشند يا كافر ؛ محصن يا غير محصن ؛ يا مختلف باشند ؛ مثل آن كه يكى ، آزاد باشد و ديگرى ، بنده [ باشد بنا ] به قولى ؛ مگر ذمّى كه با مسلمان لواط كند ؛ كه كشته مىشود ؛ « 3 » و اگر به مثل خودش ، لواط كرد ، امام مخيّر است در اقامهء حدّ به شريعت ما ، يا ارجاع [ دادن او ] به همكيشان او .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : هرگاه مكرّر شد اين حدّ - كه صد تازيانه باشد - ، در مرتبهء چهارم يا سوم « 4 » - على خلاف فيه - ، كشته مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . لواطكننده .
( 2 ) . لواطشده .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 212 - 214 .
( 4 ) . در نسخه ، « پنجم » بدل « سوم » بود ؛ فتواى به وجوب قتل در مرتبهء سوم ، از مرحوم ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 461 ) مىباشد .
( 5 ) . فقيهانى كه فتوا به وجوب قتل ، در مرتبهء چهارم دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در النهاية ( ص 706 ) .
ب : قاضى ابن برّاج در المهذّب ( ج 2 ، ص 531 ) .