مردن پدرش را بر رمضان ، و ديگرى ، مدّعى تأخّر اسلام اوّلى شد ، تركه ميان آنان است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : هرگاه مدعى شد بر آنچه در دست غير است كه از [ آن ] او و از [ آن ] برادر غايب او است به سبب ميراث ، و اقامهء بيّنهء كامله كرد كه شهادت دادند به نفى وارثى به جز آن دو برادر ، نصف تركه به او تسليم مىشود ؛
و هرگاه شهادت ندادند به نفى وارث ديگرى ، نصف به او تسليم مىشود بعد از تفحّص از نبودن وارث ، و بعد از به ضمان گذاردن در دست او ، و نصف ديگر در دست غير مىماند ؛ يا حاكم ، به [ شخص ] امينى تسليم مىكند .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : هرگاه مدعى شد زوجهء ميّت بر عينى كه مهر او است ، و ولد مدعى شد كه ميراث او است ، و هر دو اقامهء بيّنه نمودند ، حكم مىشود از براى زوجه .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : هرگاه دو بنده كه هر يك به قدر ثلث ميّت بودند ، مدّعى شدند كه مريض « 1 » ، آنان را آزاد كرده [ است ] و اقامهء بيّنه كردند ، قرعه بزنند .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : هرگاه دو نفر اجنبى شهادت دادند كه مريض ، بنده [ را ] كه اسمش « غانم » است ، آزاد كرده [ است ] ؛ و دو نفر وارث ، بر آزاد كردن « سالم » و رجوع از « غانم » شهادت دادند ؛ چون كه شهادت ورثه ، مورد تهمت است ، مسموع نيست و اقوى ، آزاد شدن « غانم » و دو ثلث « سالم » است . « 2 »
فصل چهارم : در [ بيان ] نكت متفرّقهء ( قضا ) است
] 171 / A [
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : بيّنهء مطلقه ، موجب زوال ملكيت مشهود عليه پيش از بيّنه نيست ؛ پس اگر بر دابّه شهادت داد ، كرههايى كه پيش از اقامهء بيّنه داشته ، از [ آن ] مدعى عليه است ؛ و ثمرهاى كه بر درخت است و آثار صلاح در آن نمايان شده ، و جنين در اين حكمند .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : هرگاه مدعى ، عينى را از مشترى بعد از اقامهء بيّنهء مطلقه گرفت ، در رجوع كردن مشترى بر بايع در ثمن ، اشكال است ؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . منظور از « مريض » ، بيمارى منجر به فوت است .
( 2 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 97 - 99 .
( 3 ) . نك : همان ، ص 99 - 104 .