سومى ، در شش و بعد [ از ] نكول قسمت مىشود ميان آنان ، و از براى دومى از آنچه در دست اوّلى است ، ده است و از سومى ، شش است و از چهارمى ، دو است ؛ پس به مستوعب ، نصف و به دومى ، سدس و تسع و به سومى ، سدس و به چهارمى سدس ثلث مىدهند و مخرج ، هفتاد و دو است .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : هرگاه مبيع ، از غير ملك بايع در آمد ، مشترى مىتواند رجوع كند بر بايع به مالش ؛ ولى اگر تصريح كرده [ است ] به نزاع مدعى در ملكيت بايع ، رجوع نمىتواند بكند على اشكال . « 1 »
[ مسئلهء ] ( دهم ) : هرگاه به جاريه « 2 » ادعا آورد و بعد [ از ] ثبوت حقيقت ، او به سبب حجّتى او را آبستن كرد و بعد خود را در ادعايش تكذيب كرد ، ولد آزاد است
] 271 / A [
و كنيز ، امّ ولد است و قيمت و مهر او و قيمت ولد را از براى مقرّله ، ضامن است . و محتمل است كه كنيز از [ آن ] مقرّله باشد ؛ اگر جاريه تصديق كرد .
( خاتمه )
هرگاه مدعى گفت : « شهود خودم را تكذيب كردم » ، بيّنهء او باطل است ، نه ادعاى او .
مقصد پنجم : در [ بيان ] شهادت است
و در آن ، مطالبى [ چند ] است :
( مطلب ) اوّل : در [ بيان ] صفات ( شاهد است )
و در آن ، دو فصل است :
( فصل ) اوّل : در [ بيان ] شروط عامهء شاهد است
( بدان كه ) در شاهد ، شش امر [ - شرط ] لازم است :
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 104 - 106 .
( 2 ) . كنيز .