تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
و اگر هر دو نكول كردند ، قسمت مىشود ميان آنان ؛ پس ، از براى مدعى جميع ، ده قسمت و نيم است و از مدعى نصف ، يك قسم و نيم است ؛ چون كه مخرج دوازده است و سومى چيزى ندارد . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : هرگاه چهار نفر ادعا آوردند ؛ يكى به تمام آن ، [ و ] دومى به دو ثلث آن ، [ و ] سومى به نصف آن [ و ] چهارمى به ثلث آن ، و در دست هيچ‌كدام نبود و تمامى اقامهء بيّنه كردند ؛
] 171 / B [
از براى مدعى تمام ، ثلث است و ميان او و دومى ، در سدس قرعه مىزنند و هر [ كسى ] كه قرعه به اسم او درآمد ، با قسم به او مىدهند . و اگر نكول كرد ؛ ديگرى قسم بخورد و بگيرد ؛ و اگر هر دو نكول نمودند ، قسمت مىشود ميان هر دو و بعد ، قرعه مىزنند ميان آن دو نفر ، و سومى در سدس ديگر و به همان ترتيب بعد از نكول ، ميان آنان قسمت مىشود و قرعه مىزنند ميان هر چهار نفر در باقى به همان ترتيب ؛ [ و ] اگر نكول كردند ، قسمت مىشود ميان آنان و مخرج سى و شش است ؛ پس از براى مدعى جميع ، بيست و از دومى ، هشت و از سومى ، پنج و از چهارمى ، سه مىشود . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : در فرض سابق ، هرگاه همه متصرّف بودند و بيّنه نداشتند ، از براى هر يك ، ربع است و هر يك از براى ديگرى در زيادى ادعايش ، قسم مىخورد ؛ و هرگاه اقامهء بيّنه كردند در آنچه ادعاى خود در دست آنان است ، اعتبارش ساقط است و در زيادى بر ربع فائده دارد ؛ پس جمع مىشود ميان هر سه نفر ، بر آنچه در دست چهارمى است ؛ پس از [ براى ] اوّلى از دومى ، ده قسمت است و ميان او و سومى ، در شش قسمت قرعه مىزنند و به ترتيب پيش ؛ اگر نكول كردند ، قسمت مىشود ميان آنان و قرعه مىزنند ميان اوّلى و چهارمى در دو تا و به ترتيب پيش ، بعد از نكول قسمت مىشود ميان آنان ، و از براى اوّلى از سومى ، شش است و قرعه مىزنند ميان اوّلى و دومى ، در ده و به ترتيب بعد از نكول قسمت مىشود و قرعه مىزنند ميان اوّلى و چهارمى ، در دو و [ به ] ترتيب بعد از نكول قسمت مىشود ميان آنان ، و از براى اوّلى از چهارمى ، دو است و قرعه مىزنند ميان اوّلى و دومى ، در ده و بعد از نكول ، قسمت مىشود و قرعه مىزنند ميان اوّلى و
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 579 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي