خريده [ است ] و هر دو اقامهء بيّنه كردند ؛ اگر آن [ نفر ] سومى از براى يكى از آنان اعتراف كرد ، حكم مىشود كه ثمن را سومى به او بدهد ؛
و اگر از براى هر دو اعتراف كرد ، حكم مىشود كه دو ثمن بدهد ؛
و اگر هر دو را انكار كرد و تاريخ ادعا به حسب بيّنه مختلف يا مطلق است ، باز هم حكم مىشود كه دو ثمن بدهد ؛
و اگر دو تاريخ متّفق است ، قرعه مىزنند و از [ آن ] كسى است كه قرعه به اسم او دربيايد با قسم ؛
و اگر نكول از قسم [ خوردن ] نمود ، ديگرى قسم مىخورد و مىگيرد ؛
و اگر هر دو از قسم [ خوردن ] نكول كردند ، ثمن ميان هر دو قسمت مىشود .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : هرگاه زيد مدعى شد كه عينى را از عمرو خريده ، و ثمن [ آن ] را داده [ است ] ، و خالد مدعى شد كه از خويلد خريده ، و ثمن را داده [ است ] و هر دو اقامهء بيّنهاى كه در عدالت و عدد و تاريخ متّحد بودند نمودند ، قرعه بزنند و حكم بشود براى آن [ كسى ] كه قرعه به اسم او درآيد با قسم ؛
و اگر نكول [ از قسم ] كرد ، ديگرى قسم بخورد و بگيرد ؛
و اگر هر دو نكول [ از قسم ] كردند ، ميان آنان قسمت مىشود و هر كدام از بايع خود ، نصف ثمن [ را ] پس مىگيرند ؛
و اگر هر دو فسخ كردند ، صحيح است و هر كدام ثمن خود را بگيرند ؛
و اگر يكى از آنان فسخ كرد ، ديگرى نمىتواند تمام ثمن را بگيرد ؛ بلكه نصف آن را مىگيرد .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : هرگاه بنده ، بيّنهاى اقامه كرد كه آزاد است و ديگرى بيّنهاى اقامه كرد كه او را خريده [ است ] و تاريخ متّحد است ، ميان آنان قرعه بزنند و هر [ كسى ] كه قرعه به اسم او درآمد ، قول او مقدّم است با قسم ؛
و اگر هر دو امتناع از قسم نمودند ، نصف او آزاد و نصف آن بندهء مدعى است .
و اگر در آن نصف كه مالك بود فسخ شراء نمود ، تمام او آزاد مىشود .
و در سرايت بدون فسخ بيع ، اشكال است ؛
] 071 / B [
كه منشأ آن قيام بيّنه است بر آزادى تمام او و سرايت در آزادى بعض است ، و از جهت اين كه نصف او قهرا