خودش ، نمىتواند شهادت بدهد ؛ اگر چه خطّ ، نزد خودش محفوظ بود و ايمن بود [ ه است ] از تزويرى در آن .
و اگر [ چنانچه ] دو شاهد ، شهادت دادند كه حكم داده [ است ] و يادش نبود ، اقوى ثبوت حكم است .
[ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر مدعى بتواند كه مالش را بگيرد ولو به زور ، بدون حكم حاكم ، بدون ضرر مىتواند ؛ اين در صورتى است كه [ بتواند با انتفاء ضرر ] ، عين مالش را پس بگيرد .
و اگر ادّعا ، دين بود و بدهكار ، آن را بذل مىكرد و اقرار به حقّ او داشت بىآنكه بدهكار تعيين كند ، مدعى ، آن را نمىتواند ببرد ؛
و اگر بدهكار ، منكر بود و مدعى ، شاهد داشت با وجود حاكم ، اقوى جواز گرفتن مال است بدون حكم حاكم ؛
و اگر شاهد نداشت ، يا شاهد داشت و حاكم نبود ، مىتواند بگيرد به مثل يا قيمت [ را ] .
و اگر عين مال مأخوذ ، تلف شد پيش از آنكه آن را بفروشد ، مرحوم شيخ [ طوسى ] مىفرمايند : « ضمانى نيست » « 1 » .
و اگر مال ، وديعه بود ، گرفتن آن بىحكم يا اداى اخذ وديعه ، مكروه است [ بنا ] به قولى . « 2 »
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر مدعى شد چيزى را كه هيچكس در آن تصرّفى و يدى ندارد ، او أولى است .
( تتمّه )
و هرگاه كشتى شكسته شد و اموال [ درون ] آن در آب ريخت ، هرچه روى آب
هامش
( 1 ) . نك : المبسوط ، ج 8 ، ص 311 .
( 2 ) . برخى از كسانى كه حكم به كراهت نمودهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در الاستبصار ، ج 3 ، ص 53 .
ب : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 2 ، ص 36 - 37 .
ج : محقق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 4 ، ص 100 .
د : علّامه حلّى در تحرير الأحكام الشرعيّة ، ج 5 ، ص 153 - 154 ، م 6479 .