تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
آنان در سلام و كلام و تواضع و نگاه كردن و انواع اكرام و [ در ] گوش دادن به حرف آنان و عدالت در حكم ؛ و مساوات در ميل قلبى ، و ميان كافر و مسلمان ، لازم نيست ؛ « 1 » پس مىتواند مسلمان را بنشاند ، اگرچه كافر ، ايستاده باشد . [ مسئلهء ] ( دوم ) : حرام است بر قاضى ، ياد دادن به يكى از دو خصم و تنبيه او ، بر وجه مجادله و مخاصمه . و از آن [ كسى ] كه پيش [ از خصم ] ادعا آورده [ است ] ، اوّل گوش بدهد ؛ و اگر با هم آمدند ، ابتدا كند به آن [ كسى ] كه از طرف راست خصم ديگر است ؛ و اگر يكى از خصمين به سبب تأخير متضرّر شود ، او را مقدّم [ ب ] دارد ؛ و اگر خصوم متعدّد شدند ، ابتدا كند به اوّل فالأوّل ؛ و اگر يك دفعه وارد شدند ، ميان آنان قرعه بزند . [ مسئلهء ] ( سوم ) : وقتى كه حكم واضح شد ، حكم دادن [ نيز ] واجب مىشود ؛ و مستحبّ است كه تحريض كند بر صلح ؛ و اگر حكم واضح نشد ، حكم دادن را تأخير بيندازد تا واضح شود . و اگر خصمين در مجلس حكم ، ساكت شدند ، مستحبّ است كه قاضى بگويد مدعى تكلّم كند و امر به تكلّم كند ؛ اگر خصمين از حاكم حياء مىكردند . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر حاكم عدالت دو شاهد را محرز كرده [ است ] ، حكم كند بعد از اين كه مدعى ، طلب حكم كند ؛ و اگر [ حاكم عدالت دو شاهد را ] محرز نكرده [ است ] ، مزكّى طلب كند . و در عدالت ، كافى نيست شناختن او را به مسلمانى و نه حسن ظاهر ؛ و اگر در حال حكم ، فسق آنان محرز شد ، حكمش را نقض كند . و در وقت طلب مزكّى ، در پنهانى طلب مزكّى نمايد . و مزكّى بايد شناسايى باطنى به عدالت او داشته باشد كه مستند است به كثرت معاشرت . و در تزكيه كردن ، تفصيل لازم نيست كه از چه جهت عادل است ؛ ولى در جرح ،
هامش
( 1 ) . در نسخه ، عبارت چنين است : « و مساوات در ميل قلبى لازم و ميان كافر و مسلمان لازم نيست » .