پس يا ارث
] 161 / B [
به فرض تنها است مثل مادر - مگر در صورت ردّ - وارث زوج و زوجه ؛
يا يك دفعه ، به فرض و دفعهء ديگر ، به قرابت است مثل ارث بردن پدر و دختر ، و دختران و خواهر ، و خواهرها و كلالهء امّ ؛
يا به قرابت تنها است و آنان ، غير از آنانند كه گفتيم . « 1 »
پس اگر وارث ، فرضى ندارد ، مال از [ آن ] او است اگر كسى با او شريك نباشد [ كه ] مثال آن پسر [ است ] ؛
و اگر شريك دارد كه مثل او است ، [ يعنى ] تركه از [ آن ] هر دو است ؛
و اگر سبب ارث بردن هر يك مختلف است ، هر كدام نصيب كسى را مىبرند كه به واسطهء او با ميّت خويش شدهاند مثل آن كه جمع شوند اخوال و اعمام .
و اگر وارث ، صاحب فرض معيّنى باشد ، فرض خود را مىگيرد .
و باقى ، ردّ بر او مىشود ، اگر مساوى او با او ، شريك نباشد مثل آن كه جمع شوند دختر با خواهر .
و اگر صاحب فرض ، با او مساوى است ، فرض خود را مىگيرد ، پس اگر تركه زياد آمد و مساوى ديگرى [ هم ] ندارند ، ردّ مىشود بر آن دو به نسبت نصيب هر يك ، مگر آنكه از براى يكى از آنان ، حاجبى باشد يا يكى وصلهء [ اتصال ] او به ميّت ، زيادتر از ديگرى باشد .
و اگر تركه از سهام ناقص شد ، نقص بر آنان نيست كه در اوّل گفتيم ؛ و اگر مساوى [ غير ] صاحب فرض باشد ، « 2 » هرچه ماند از [ آن ] او است ؛ يعنى از آن [ كسى ] است كه فرض ندارد .
مقصد سوم در [ بيان ] لواحق ارث [ است ]
و در آن ، چند فصل است :
هامش
( 1 ) . عبارت در نسخه چنين است : « و او غير از اينهاست كه گفتيم » .
( 2 ) . عبارت در نسخه چنين است : « و اگر مساوى يا صاحب فرض صاحب فرض نباشد » .