تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
و كسى [ كه ] متقرّب باشد به جنين به واسطهء ابوين يا پدر تنها به نسب يا سبب . و كسى كه مرد و دين مستوعبى دارد ، ميراث ندارد ؛ و اگر مستوعب نيست ، زيادى از [ آن ] وارث است .

تتمّه : در [ بيان ] حجب [ است ]

( بدان كه ) هر اقربى مانع ابعد است ، پس ارث نمىبرد ولد ولد با ولد صلبى ؛ بلى در يك مسئلهء اجماعى ، ابعد مقدّم است ، و آن وقتى [ است ] كه عموى پدرى ، مؤخّر است از پسرعموى ابوينى ؛ و متقرّب به ابوين ، مانع است متقرّب به پدر تنها را ؛ اگر در درجه ، مساوى باشند . و اخوه ، حاجب مادر است از زياده بر سدس به پنج شرط : يكى : وجود پدر ميّت و ؛ يكى [ ديگر ] اين كه اخوه دو مرد ، يا يك مرد و دو زن ، يا چهار زن با دو خنثى « 1 » باشند و ؛ يكى [ ديگر ] آن كه كافر و مملوك و قاتل نباشند و ؛ اين كه اخوهء پدرى يا ابوينى باشند و ؛ اين كه حمل نباشند . و اولاد اخوه ، حاجب مادر نيستند .

نكته

« عول » ، به معنى نقص فريضه است از سهام و عدم وفا كردن تركه به سهام ؛ و آن نزد ما ، باطل است و واقع نيست ؛ بلكه در جايى كه موهم نقص است ، نقص داخل مىشود بر دختر يا دختران ، و پدر و متقرّب به واسطهء پدر يا به واسطهء ابوين .

( نكتهء ) [ ديگر ]

« تعصيب » ، به معناى زياد بودن فرائض است بر سهام كه تركه از سهام ، زيادتر باشد و به اين سبب ، ارث محقّق نمىشود ؛ بلكه يا به قرابت نسبى يا سببى برمىگردد ؛
هامش
( 1 ) . عبارت در نسخه چنين است : « دو خنثى » .