جماعتى كه از هم ارث ببرند و متقدّم مشتبه ، يا معلوم شد كه با هم مردهاند ، از هم ارث نمىبرند ؛ بلكه ورثهء آنان از آنان ، ارث مىبرد ؛
پس اگر زوجهاش مرد ، و زوج ، ادعا كرد كه پيش از ولدش ، مرده [ است ] و برادر زن ، مدعى شد
] 061 / B [
كه بعد از ولد ، مرده [ است ] تا ميراث به او برسد ، در اين صورت ، ميراث ميان زوج و برادر زن است ؛ و ميراث خود ولد ، از [ آن ] پدرش است .
و امّا در هدم و غرق ، ارث مىبرند از هم ؛ اگر از براى همه يا يكى از آنان ، مالى باشد و وارث هم باشند و مقدّم در مردن ، مشتبه باشد ؛
پس اگر مال نداشته باشند ، يا وارث همدگر نباشند ؛ اگرچه عدم توارث از يك طرف باشد ، يا معلوم باشد مقارنهء مردن آنان ، يا تقدّم يكى از آنان بر ديگرى ، توارثى نيست و بعد از اجتماع شرايط ، ارث مىبرند بعضى از بعضى از تركهء او ، نه از آنچه از ديگرى ارث برده [ است ] ؛ و اضعف آنان در ارث بردن ، مقدّم است استحبابا ؛
پس اگر غرق شد زوجى و زوجه ، فرض مىشود كه شوهر ، اوّل مرده باشد ، پس زوجه ، نصيب خود را مىبرد و باقى مانده ، از [ آن ] ورثهء زوج است ؛ پس فرض مردن زوجه مىشود و زوج ، نصف خود را مىبرد و باقى مانده و آنچه از شوهر ارث برده [ است ] ، از [ آن ] ورثهء خود زوجه است ؛ و همچنين در غير زوجين .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر هر كدام از آن مشتبهين أولى باشد از ورثهء ديگرى ، هر كدام از آنان تمام تركه ديگرى را مىبرد و منتقل به ورثهاش مىشود ؛ مثل پسرى كه اخوهء مادرى داشته باشد [ كه ] غرق شود ، يا پدرى كه اخوهء برادرى داشته باشد ؛ كه تمام مال ولد ، منتقل به پدر مىشود و تمام مال پدر ، منتقل به پسر مىشود ؛ پس اخوهء مادرى پسر ، جميع تركهء پدر را مىگيرند به واسطهء پسر ، و اخوهء پدر ، جميع تركهء پسر را مىگيرند به واسطهء پدر .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر مشتبهين مساوى بودند با ورثهء هر كدام ، مقدّم بر ورثه نيستند ؛ بلكه مساويند مثل اخوين . و منتقل مىشود مال هر كدام ، به ورثهء ديگرى ؛
و اگر هيچكدام از مشتبهين وارث نداشته باشد ، منتقل مىشود آنچه ميراث رسيده به هر كدام از برادرش ، به امام ؛