نمىبرند ؛ ولى ولد ، از او ارث مىبرد .
و در ارث بردن ولد متقرّب به واسطهء پدر را ، محلّ تأمّل است ؛ اگرچه بعضى حكم به ارث فرمودهاند . « 1 »
و ارث ميان ولد و مادر و هركه متقرّب به ولد است به واسطهء مادر ، ثابت است .
[ مسائل ]
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر به [ واسطهء ] لعان ، دو فرزند توأم را نفى كرد ، به [ واسطهء ] برادرى مادرى ، آن دو برادر ، از هم ارث مىبرند .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : و اگر ولد ملاعنه ، دو برادر داشت ، كه يكى ابوينى و ديگرى مادرى بود ، در ارث مساويند ؛
و اگر غير از مادرش ، كسى [ را ] ندارد ثلث ، از [ آن ] او است به تسميه و باقى به ردّ ؛ و اگر با مادرش ، پسرى هم باشد از مادر ، سدس است .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : و اگر ولد ملاعنه ، وارثى از طرف مادر ندارد ، پدر ، ارث او را نمىبرد و نه هر كه متقرّب است به واسطهء پدر ؛ بلكه ارث ، از [ آن ] امام است .
( تبيين )
[ از ] ولد الزنا ، ابوين و هر كه متقرّب است به واسطهء ابوين ، ارث نمىبرند ؛ « 2 » و همچنين او از آنان ، ارث نمىبرد ؛ بلكه زوج يا زوجه و اولاد - اگرچه نازل باشد - ، از او ارث مىبرد ؛ و اگر آنان نباشند ، از [ آن ] امام است .
( خاتمه )
اگر كسى نزد سلطان ، بيزارى جويد از جريرهء ولد و [ نيز ] از ارث او ، صحيح نيست [ بنا ] به قولى . « 3 »
پنجم : اشتباه در تقدّم و تأخّر ( مردن است ) [ اشتباه در تقدم و تأخر مردن ، مانع است ، مگر غرق و هدم ؛ پس اگر بميرند
هامش
( 1 ) . نك : الكافي في الفقه ، ص 310 و 375 .
( 2 ) . در نسخه ، عبارت چنين است : « ولد الزنا ابوين و هر كه متقرّب است به واسطهء ابوين ، از او ارث نمىبرند » .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 612 - 614 .