و به تير انداختن به بچهاى كه نمىتواند برخيزد ، حلال نمىشود .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر قطع كردند سگها ، صيد را حلال است ؛ و اگر آلت صيد ، چيزى از صيد را بريد ، آنچه بريده [ شده ] ، حرام است و باقى حلال [ است ] ؛ اگر حيات آن ، مستقرّ بوده ؛ و اگر مستقرّ نبوده هم ، حلال است ؛ و اگر آن را به دو نيم كرد ، هر دو نصف حلال است ؛ مگر آن كه يكى از آن دو نصف ، حركت كند به حركتى كه حيات در آن مستقرّ باشد كه آن ، حلال است و ديگرى ، حرام .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر به آلت غصبى ، صيد كرد ، حرام نيست ؛ اگرچه گناه كرده [ است ] و اجرت آن را ضامن است .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : واجب است شستن موضعى كه سگ ، از صيد به دندان گرفته [ است ] .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر فرستاد سگ خود يا تير خود را ، بر او [ - شكارچى ] است كه مسارعت « 1 » كند به سوى آن و ببيند كه اگر حيات مستقرّه دارد ، واجب است تذكيه آن ؛ و اگر در اين صورت آن را واگذاشت تا مرد ، حرام است ، و معذور نيست اگر با خود ، كارد نداشت ؛ يا از او افتاده بود ؛ [ و ] يا در غلاف ، بند شده بود ؛ [ و يا ] از او ، غصب شده بود .
و وقتى مباح است كه بيابد او را مرده يا با حركت مذبوح . و بعضى گفتهاند كه :
« اگر با خود
] 051 / B [
نداشته باشد چيزى را كه با آن تذكيهء آن كند ، بگذارد تا سگ آن را بكشد » ؛ « 2 » و اگر به او وقتى رسيد كه حياتش غيرمستقرّه بود ، در حكم مذبوح است .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر وقت وسعت نداشت كه آن را ذبح كند ، حلال است ؛ اگر سگ آن را بكشد ؛ اگرچه حياتش ، مستقرّه بوده باشد .
هامش
( 1 ) . شتاب .
( 2 ) . برخى از بزرگان شيعه كه اين نظريه را پذيرفتهاند ، عبارتند از :
- شيخ صدوق در المقنع ( ص 412 ) ؛
- ابن جنيد اسكافى ( به نقل علّامه حلّى در مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 286 ، م 7 ) ؛
- شيخ طوسى در النهاية ( ص 581 ) ؛
- فاضل آبى در كشف الرموز ( ج 2 ، ص 345 ) ؛
- يحيى بن سعيد حلّى در الجامع للشرايع ( ص 381 ) ؛
- و علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( ج 8 ، ص 286 ، م 7 ) .