روزه بگيرد .
و امّا كفّاره جمع ، در قتل مؤمن است به عمد و ظلم ، و در افطار در رمضان است به حرام و آن آزاد كردن بنده ، و روزه گرفتن دو ماه متوالى و اطعام شصت مسكين است .
و كسى كه قسم بخورد به برائت از خداى تعالى يا پيغمبر او يا يكى از ائمّه عليهم السّلام ، و مخالفت كند ، كفّاره ظهار بايد بدهد [ بنا ] به قولى . « 1 » و اگر از [ اداى ] آن عاجز شد ، كفّارهء قسم بدهد ؛ و بعضى گفتهاند كه : « گناه كرده [ است ] و كفّاره ندارد » . « 2 »
و در كندن زن موى خودش را
] 841 / A [
در مصيبت ، بعضى گفتهاند : « كفّاره افطار رمضان متعلّق مىشود » ؛ « 3 »
و بعضى [ ديگر ] گفتهاند : « كفّارهء ظهار تعلّق مىگيرد » ؛ « 4 »
و بعضى [ ديگر هم ] گفتهاند : « گناه كرده [ است ] و كفّاره ندارد » « 5 » .
و اگر كند زن ، موى خود را در مصيبت ، يا روى خود را خراشيد ؛ يا مرد ، جامهاش را در مردن اولاد يا زوجه پاره كرد ، كفّارهء قسم بدهد .
و كسى كه تزويج كند زنى را در عدّه ، مفارقت كند با او ، و پنج صاع آرد ( كه قريب دو من [ و ] نيم است ) كفّاره بدهد .
و كسى كه بخوابد از نماز عشاء تا [ اين كه ] وقتش بگذرد ، فرداى آن را روزه بگيرد .
و كسى كه نذر كند روزهء روزى را و از آن عاجز شود ، به مسكينى دو مدّ بدهد ؛ و اگر عاجز بود ، هر قدر [ كه ] مىتوانست بدهد ؛ « 6 » و اقوى مستحبّ بودن سه كفّارهء آخر است .
هامش
( 1 ) . اين قول را شيخ طوسى در النهاية ( ص 470 ) و قاضى ابن برّاج در المهذّب ( ج 2 ، ص 421 ) اختيار نمودهاند .
( 2 ) . قول ابن ادريس حلّى است در السرائر ، ج 3 ، ص 39 و قول محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 142 .
( 3 ) . اين قول قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ( ج 2 ، ص 424 ) است .
( 4 ) . اين قول سلّار ديلمى در المراسم العلويّة ( ص 187 ) و ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 78 ) است .
( 5 ) . قائل اين قول يافت نشده و محقق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 3 ، ص 51 ) و شهيد اوّل در غاية المراد ( ج 3 ، ص 464 ) آن را نقل نمودهاند .
( 6 ) . براى اطلاع از تفصيل اين سه مسئله ، نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 465 - 468 .