شدهاند با عدم تعيين . « 1 »
و اگر سبب كفّاره را فراموش كند ، نيّت كفّارهء مطلقه از او كافى است ؛ و اگر شكّ كرد ميان كفّارهء نذر و ظهار ، نيّت كفّارهء مطلق ، مكفى نيست ؛ و نيّت ابراى ذمّه ، مكفى است .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : مكفى نيست نيّت آزاد كردن بدون قصد كفّاره و نه با نيّت وجوب . و اگر دو كفّاره بر او متعلّق شده بود و قصد كرد آزاد شدن هر نصفى از دو بندهاش را ، از يك كفّاره مجزى است ؛ و همچنين اگر نصف بندهاش را از جهت كفّاره آزاد كرد ، تمام او از آن كفّاره آزاد مىشود ؛ و اگر آزاد كرد نصف دو بندهء مشترك را ، مجزى نيست .
( مقام ) دوم : در روزه است
( بدان كه ) واجب مىشود روزه ، در كفّارهء مرتّب بعد از عجز از عتق ؛ و اگر محتاج بود به خدمت بنده يا به ثمن او براى نفقهء خودش ، از عتق عاجز است و صوم مجزى است [ او را ] ؛
و اگر بندهء ارزانترى يافت كه مىتوانست اين بنده را بفروشد و او را بخرد ، لازم نيست فروختن آن ؛
و مسكن و جامهء پوشيدنى [ را ] لازم نيست ، بفروشد ؛ [ يا ] ولىّ ، زيادتى مسكن و جامه را بفروشد ؛ و اگر خانهء خوبى دارد ، لازم نيست [ كه ] بفروشد و ارزانتر از آن [ را ] بخرد ؛
و اگر ثمن بنده را داشت كه زياد بود از قوت يك شبانهروز او و عيالش ، واجد ثمن رقبه است .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر در روزهء كفّاره ، [ زن ] حامل يا مرضعه به جهت ترس بر خودشان يا بر طفل افطار كرد ، تتابع صوم به هم نمىخورد ؛ و همچنين اگر كسانى « 2 » اكراه كردند روزهدار را بر افطار .
هامش
( 1 ) . نك : الخلاف ، ج 4 ، ص 544 ، م 39 .
( 2 ) . در نسخه « كسى » بدل « كسانى » است .