بيايد ، و زيد در روز دوشنبه آمد ، زياده بر روزهء روزهاى دوشنبه ، لازم نيست ، و دوشنبههايى كه در رمضان است ، قضا ندارد . و اگر فوت نيّت قضاى رمضان روزهاى مثل دوشنبه واقعه در عيدين و حيض و مرض .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر نذر كرد روزهء دو ماه متوالى را بعد از نذر روزهء دوشنبهها ، آن دوشنبهها را از جهت نذر اوّلش ، روزه بگيرد و تتابع در نذر دومش ، منقطع نمىشود ؛ چه آن كه انقطاع به [ جهت ] عذر بوده [ است ] . « 1 »
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر « صوم الدهر » را نذر كرد ، لازم است و ايّام حيض و عيدين و [ ماه ] رمضان و ايّام تشريق در منى و آنچه افطار كند از جهت مرض يا سفر ، ساقط است ؛ و اگر عمدا افطار كرد ، كفّاره بدهد و قضا ندارد .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر نذر كرد روزهء عيد را يا ايّام تشريق را و در منى بود ، باطل است .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر نذر روزهء مكروهى كرد ، لازم است .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر نذر روزه در شهرى كرد ، معيّن نمىشود .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : اگر نذر روزهء حينى كرد ، شش ماه روزه بگيرد ؛ و نذر روزهء زمانى ، پنج ماه است . و اگر غير شش ماه و پنج ماه قصد كرده ، آنچه [ كه ] نيّت كرده ، لازم است .
( خاتمه )
اگر نذر كرد روزهء يك ماه متوالى را ، توالى پانزده روز كفايت مىكند ؛ اگرچه باقى ، متفرق شود .
( تتمّه )
اگر نذر كرد روزهء اوّل روز از رمضان [ را ] ، واجب است .
و از آن جمله ، نماز است ؛
كه [ اين نماز ] به [ واسطهء ] نذر واجب مىشود ؛ اگرچه نذر كند كه در اوقات
هامش
( 1 ) . و قضاى روزهء دوشنبههاى واقع در رمضان - و اين دوشنبهها را در ماه رمضان روزهء رمضان بگيرد - ، و در عيد و ايّام حيض و بيمارى واجب نيست .