و اگر قسم خورد كه آب در حال عطش نياشامد ، در منصرف كردن عطش به عطش حقيقى يا عرفى ، اشكال است . « 1 »
سوم : دخول خانه
پس اگر قسم خورد [ كه ] داخل خانه نشود ، حنث نكرده [ است ] به بالا رفتن [ بر ] سطح خانه يا دخول [ بر ] طاق آن از پشت در خانه ؛ و حنث مىكند به دخول [ در ] دهليز خانه .
و اگر قسم خورد كه از خانه بيرون شود ، برىء نمىشود به بالا رفتن بر سطح آن .
و اگر قسم خورد [ كه ] داخل اتاق نشود ، حنث مىكند به دخول اتاق موئى و خيمه و مانند آن ، « 2 » اگر حالف بياباننشين بوده ، يا معتاد بوده از براى سكناى او ؛ و حنث نمىكند به دخول كعبه شرّفها اللّه تعالى و حمّام .
[ مسائل ]
( مسئلهء ) [ يكم ] : اگر فعلى كه قسم بر آن مىخورد ، مدّتى در آن ملحوظ [ شده ] باشد ، حنث واقع نمىشود مگر به آن فعل با آن مدّت ؛ مثلا اگر قسم خورد [ كه ] ساكن خانه نشود ، يا با زيد مسكن نكند ، يا ساكن نكند « 3 » زيد را ، حنث نمىكند مگر به آن فعل با استدامت ؛ پس اگر ساكن شد ، و همان وقت بيرون رفت ، برىء شده [ است ] ؛ و اگر ساعتى درنگ كرد ، حنث كرده [ است ] . و همچنين اگر اهل او بيرون روند و او بماند ؛ و اگر بيرون رفت و اهلش ماندند ، برىء شده [ است ] . و اگر برخاست به جهت نقل متاع به اندازهء معتاد ، در حنث اشكال است ؛ « 4 » و اگر بيرون رفت و برگشت از براى نقل متاع ، حنث نكرده [ است ] .
( مسئلهء ) [ دوم ] : و اگر قسم [ ب ] خورد [ كه ] ساكن نشود با زيد ، پس زيد با او مفارقت كرد ، حنث نكرده [ است ] . و اگر در همان خانهاى كه زيد بود ، در اتاق ديگر سكونت كرد ، حنث كرده [ است ] ؛ و اگر در دو اتاق يك كاروانسرا [ ساكن ] بودند ، حنث نكرده [ است ] .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 418 .
( 2 ) . در متن ترجمه « شبهه » آمده است .
( 3 ) . در متن ترجمه لفظ « نشود » آمده است .
( 4 ) . همان ، ص 419 .