تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
و اگر قسم خورد [ كه ] گوشت نخورد ، حنث نمىكند به خوردن پيه آن ؛ و به خوردن پيه دنبه كه سپيد و ملاصق گوشت است ، حنث مىشود ؛ و در خوردن دنبه و كول [ - شانه ] آن ، اشكال است . « 1 » و حنث نمىكند به خوردن امعاء و جگر و شكنبهء آن ؛ و به خوردن دل ، حنث مىكند على اشكال . « 2 » و اگر قسم خورد [ كه ] كره نخورد ، به [ خوردن ] روغن ، حنث نمىكند ؛ و در حنث كردن به خوردن كره ؛ اگر قسم خورده باشد [ كه ] روغن نخورد ، اشكال است . « 3 » و اگر قسم خورد [ كه ] روغن نخورد ، به روغن ماليدن به [ بدن ] خود ، حنث نكرده [ است ] . و اگر قسم خورد روغن نمالد ، به روغن خوردن ، حنث كرده [ است ] . و اگر قسم خورد كه اكل « 4 » نكند ، به شرب « 5 » ، حنث نكرده [ است ] ؛ مثل اين كه اگر قسم خورد شرب نكند ، به اكل حنث نكرده [ است ] ؛ مثل اين كه
] 441 / A [
حنث نمىكند به گذاردن شكر در دهان تا آب شود . و اگر قسم خورد [ كه ] انگور نخورد ، به خوردن عصير عنبى ، حنث نمىكند . و اگر قسم خورد [ كه ] روغن نخورد ، حنث نكرده [ است ] اگر آن را بگذارد در حلوا و غيره كه اثرى از آن ظاهر نباشد و بخورد ؛ و اگر اثر از براى آن ظاهر است ، حنث كرده [ است ] . و حنث نمىكند در قسم خوردن بر نخوردن سركه ، اگر آن را خورش نانش كند . و حنث مىكند بر قسم خوردن بر ترك خوردن ميوه ، به انگور و انار و خربزه على اشكال ، « 6 » و به ميوهء خشك نه به خيار و بادام . و اگر قسم بخورد كه فلان چيز را فردا مىخورم و در امروز [ آن را ] خورد و فرو داد ، كفّارهء معجّل ، لازم است . و خورش ، اسم هر چيزى است كه خورش واقع مىشود ؛ اگرچه مايع باشد - مثل شيره يا نمك - ، باشد .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 414 - 415 . ( 2 ) . همان ، ص 415 . ( 3 ) . همان ، ص 415 - 416 . ( 4 ) . خوردن . ( 5 ) . آشاميدن . ( 6 ) . همان ، ص 416 - 417 .