و اگر مخلوط شد آنچه [ كه ] زيد خريده به غير آن ، حنث مىكند به خوردن آنچه مىداند كه آنچه زيد خريده ، در آن است . و آنچه كه زيد و عمرو با هم خريدهاند و قسمت كردهاند ، به خوردن آن حنث نمىكند .
و اگر قسم خورد كه نمىخرم ، پس وكيل كرد و وكيل ، عقد كرد ، حنث نكرده [ است ] ؛
و اگر وكيل شد و خريد ، حنث كرده ؛
و اگر در قسم ، قصد كرده [ است ] كه براى خودم نمىخرم و وكيل شد ، حنث نكرده ؛ اگر بيع را نسبت به موكّل دهد ، يا نيّت كند كه از [ آن ] موكّل باشد .
و اگر قسم خورد كه تكلّم نكند با آن كسى كه زيد او را خريده باشد ، و تكلّم كرد با كسى كه وكيل زيد او را خريده بود ، حنث نكرده [ است ] .
و اگر قسم خورد كه تكلّم نكند با بندهء زيد ، حنث مىكند به تكلّم كردن با بندهاى كه وكيل زيد او را خريده [ است ] .
دوم : خوردن و آشاميدن است « 1 »
اگر قسم خورد كه نمىخورم آب كوزه را ، حنث نكرده ، مگر به خوردن تمام آن .
و اگر قسم خورد كه نخورد آب نهر را ، حنث كرده به خوردن بعض آن .
و اگر قسم خورد كه بخورد آب كوزه را ، برىء نمىشود به خوردن بعض آن ؛ به خلاف آن كه قسم بخورد كه بخورد آب نهر را ، كه به خوردن بعض آن برىء مىشود .
و اگر قسم خورد [ كه ] نمىخورم گوشت و انگور را ، حنث نمىكند مگر به جمع هر دو .
و اگر قسم خورد كه كلّه نخورد ، به خوردن سر مرغ و ماهى حنث نكرده ؛ و به خوردن سر آهو حنث مىكند ؛ اگر معتاد باشد سر آهو خوردن در آنجا .
و اگر قسم خورد [ كه ] تخم [ مرغ ] نخورد ، حنث نكرده به خوردن تخم ماهى و گنجشك ؛ و [ به خوردن ] تخم شترمرغ ، حنث مىكند .
و اگر قسم خورد كه نان نخورد ، به [ خوردن ] نان برنج كه معتاد آنجا باشد ، حنث مىكند .
هامش
( 1 ) . اصل عبارت مترجم چنين است : « دوم : اكل و شرب است » .