تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
[ پس ] اگر آن كه اوّل بوده [ است ] معلوم نيست ، قرعه بزنند . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر بنده را مدبّر كرد و بعد از فوت او ، دين مستوعب تركه است ، تدبير باطل است ؛ و اگر بعد از اداى دين چيزى از تركه ماند ، از مدبّر به نسبت ثلث آن زياده ، آزاد مىشود . و اگر مالى كه از ميّت زياده بر قيمت بنده مانده ، غايب است ، اقوى اين است كه منجّزا ثلث او آزاد مىشود [ پيش از تسلّط وارث بر مثليه ] « 1 » ، بعد هر چه از ميراث كه به دست وارث رسيد ، از ثلث او آزاد مىشود . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر كنيزى را مدبّر كرد و ، او بعد از تدبير ، از غلام مولا به عقد يا به شبهه يا زنا ، حامل شد ، سرايت مىكند تدبير به ولد او ؛ و مولا مىتواند كه تدبير ولد را هم رجوع كند مثل مادر ولد ؛ و رجوع از يكى از آنان ، رجوع از ديگرى نيست . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : ولد مدبّر ، اگر بنده باشد ، مدبّر است . و اگر كنيز آبستنى را تدبير كرد ، سرايت نمىكند ؛ اگرچه عالم به حمل بوده [ است ] . و اگر آن كنيز مدبّر ، در كمتر از شش ماه از زمان رجوع مولا در تدبير او ولدى زاييد ، مدبّر است ؛ و اگر از حين رجوع شش ماه گذشته بود ، مدبّر نيست ؛ و اگر كنيز بعد از تدبير مدعى حمل شد تا ولدش نيز مدبّر باشد و مولا منكر شد ، قول مولى با قسم ، مقدّم است . [ مسئلهء ] ( نهم ) : تدبير حمل ، صحيح است و سرايت به مادرش نمىكند ؛ پس اگر بعد از تدبير در كمتر از شش ماه زاييده شد ، محكوم به تدبير است ؛ و الّا فلا . [ مسئلهء ] ( دهم ) : فرارى شدن مدبّر ، موجب بطلان تدبير است و اولادى كه از او است بعد از فرار كردن ، بنده‌اند و آنچه پيش [ از فرار ] است ، مدبّرند . و اگر معلّق كرد آزادى او را به مردن غير و خدمتى جعل كرد كه براى آن غير بكند
هامش
( 1 ) . ترجمهء قسمتى از عبارت علّامه در ارشاد است كه در متن ترجمه نيامده است و نيز نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 366 - 368 .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 464 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي