تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر گفت : « إن أدّيت إليّ « 1 » - يا - إلى ولدي كذا » « 2 » ؛ يا « أنت حرّ بعد وفاتي بيوم » ، [ تدبير ] باطل است .

( امر ) [ دوم : مباشر است ]

كه بايد : [ الف ] : بالغ ؛ [ ب ] : عاقل ؛ [ ج ] : قاصد ؛ [ د ] : مختار [ و ] ؛ [ ه ] : جايز التصرّف باشد . پس صحيح نيست تدبير صبىّ ؛ اگرچه به [ سنّ ] ده سال رسيده باشد [ بنا ] به قولى ؛ « 3 » و نه تدبير ديوانه و مست و ساهى و غالط « 4 » و مكره . و اقرب ، شرط نبودن نيّت قربت است ، پس تدبير كافر ؛ اگرچه حربى باشد ، صحيح است . و اگر بنده‌اى را كه كافر ، تدبير كرده [ است ] اسلام آورد ، فروخته مىشود بر مولا ؛ پس اگر مولا پيش از بيع مرد ، از ثلث او آزاد مىشود ؛ و اگر ثلث وفا نمىكرد ، باقى بر وارث كافر فروخته مىشود و ملك مشترى مستقرّ است كه به مردن او آزاد نمىشود . و اگر بنده ميان دو نفر ، مشترك بود و يكى از شريكين [ - دو شريك ] ، او را تدبير نمود ، سرايت به باقى نمىكند . و اگر مولا بعد از تدبير كردن ، مرتدّ شد تدبير ، باطل نمىشود و از ثلث او بعد از موتش آزاد مىشود ؛ اگرچه مرتدّ فطرى بوده باشد على اشكال . « 5 » و تدبير كردن مرتدّ فطرى ، صحيح نيست ؛ و صحيح [ است ] از مرتدّ غير فطرى ؛ و [ نيز ] صحيح است از گنگ ، به [ واسطهء ] اشارهء مفهمه .
هامش
( 1 ) . اگر به من اداء كردى فلان چيز يا فلان مقدار را . ( 2 ) . اگر به فرزندم اداء كردى فلان چيز يا فلان مقدار را . ( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 360 - 361 . ( 4 ) . به جاى اين لفظ در ترجمه ، كلمهء « مغضب » قرار دارد . ( 5 ) . همان ، ص 362 - 363 .