[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر گفت : « إن أدّيت إليّ « 1 » - يا - إلى ولدي كذا » « 2 » ؛ يا « أنت حرّ بعد وفاتي بيوم » ، [ تدبير ] باطل است .
( امر ) [ دوم : مباشر است ]
كه بايد :
[ الف ] : بالغ ؛
[ ب ] : عاقل ؛
[ ج ] : قاصد ؛
[ د ] : مختار [ و ] ؛
[ ه ] : جايز التصرّف باشد .
پس صحيح نيست تدبير صبىّ ؛ اگرچه به [ سنّ ] ده سال رسيده باشد [ بنا ] به قولى ؛ « 3 » و نه تدبير ديوانه و مست و ساهى و غالط « 4 » و مكره .
و اقرب ، شرط نبودن نيّت قربت است ، پس تدبير كافر ؛ اگرچه حربى باشد ، صحيح است .
و اگر بندهاى را كه كافر ، تدبير كرده [ است ] اسلام آورد ، فروخته مىشود بر مولا ؛ پس اگر مولا پيش از بيع مرد ، از ثلث او آزاد مىشود ؛
و اگر ثلث وفا نمىكرد ، باقى بر وارث كافر فروخته مىشود و ملك مشترى مستقرّ است كه به مردن او آزاد نمىشود .
و اگر بنده ميان دو نفر ، مشترك بود و يكى از شريكين [ - دو شريك ] ، او را تدبير نمود ، سرايت به باقى نمىكند .
و اگر مولا بعد از تدبير كردن ، مرتدّ شد تدبير ، باطل نمىشود و از ثلث او بعد از موتش آزاد مىشود ؛ اگرچه مرتدّ فطرى بوده باشد على اشكال . « 5 »
و تدبير كردن مرتدّ فطرى ، صحيح نيست ؛ و صحيح [ است ] از مرتدّ غير فطرى ؛ و [ نيز ] صحيح است از گنگ ، به [ واسطهء ] اشارهء مفهمه .
هامش
( 1 ) . اگر به من اداء كردى فلان چيز يا فلان مقدار را .
( 2 ) . اگر به فرزندم اداء كردى فلان چيز يا فلان مقدار را .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 360 - 361 .
( 4 ) . به جاى اين لفظ در ترجمه ، كلمهء « مغضب » قرار دارد .
( 5 ) . همان ، ص 362 - 363 .