تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨

( مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : ولاء خويشى است مثل خويشى نسب ؛ چه آن كه منعم ، سبب مىشود از براى بودن آزاد شده از براى خودش ، مثل سببيت پدر . [ مسئلهء ] ( دوم ) : صحيح نيست بيع ولاء و نه هبهء او ، و نه شرط كردن او را از براى غير و نه نفى او . [ مسئلهء ] ( سوم ) : ولاء ، سارى است به سوى اولاد منعم و نبيره‌هاى او ؛ بلكه [ سارى است ] به معتق معتق ، مگر اين كه در اولاد آزاد شده ، كسى باشد كه وقتى بنده [ بوده ] باشد ؛ كه ولاء بر او ثابت نمىشود مگر از براى منعم و عصبات او . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : ولاء ، سبب ارث بردن منعم از معتق است
] 731 / B [
و موجب حمل كردن عقل « 1 » او است ؛ پس وقتى معتق ، مرد منعم ، از او ارث مىبرد ؛ مرد باشد منعم يا زن . و اگر منعم جماعتى بودند ، ولاء از براى [ آنان است ] به اندازهء حصهء ايشان ؛ پس اگر مفقود شد منعم ، شيخ [ طوسى ] فرموده‌اند : « ولاء از براى اولاد ذكور او است ؛ اگر منعم مرد باشد ؛ و اگر زن بود ، ولاء از براى عصبهء او است » « 2 » . و ارث مىبرد ولاء را ابوان و اولاد منعم ، و احدى از اقارب ، با آنان شريك نمىباشد ؛ و ولد ولد ، به جاى خود ولد مىباشد ، اگر [ چنانچه ] ولد نبود . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : مىگيرند هر يك از ورثهء ميّت ، نصيب كسى را كه به واسطهء او خويشى با ميّت جسته‌اند ؛ و اگر ابوين و اولاد نبودند ، ارث مىبرد از منعم ، اخوهء او و اجداد او ؛ و در ارث بردن برادر پدرى با برادر ابوينى ، اشكال مىباشد . « 3 » و در استحقاق اناث آنان نيز اشكال است ؛ « 4 » پس اگر اخوه و اعمام هم نبودند ، اعمام ميّت ارث مىبرند و اقرب آنان ، منع مىكند ابعد [ آنان ] را .
هامش
( 1 ) . عقل يعنى عاقله . ( 2 ) . نك : النهاية ، ص 548 - 549 و الايجاز [ المطبوع ضمن الرسائل العشر ] ، ص 277 - 278 . ( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 348 . ( 4 ) . همان ، ص 348 - 349 .