و اگر سه شريك بودند و دو نفر نصيب خود را آزاد كردند ، حصهء سومى بر آنان قيمت كرده مىشود بالسوية ؛ اگرچه در ملكيت آن بنده ، به اندازهء هم سهم نداشته باشند .
و در اداى قيمت ، قيمت وقت عتق ، معتبر است .
و اگر معتق ، فرار كرد يا معسر بود در اداى نصيب شريك ، انتظار مىكشند آمدن معتق و موسر شدن او را .
و قول آن [ كسى ] كه قيمت نصيب شريك را مىدهد ، در قيمت ، مقدّم است [ بنا ] به قولى . « 1 »
و قول شريك ، در سلامت از عيب ، مقدّم است .
( فائده )
اگر هر كدام از دو شريك ، مدعى شدند كه ديگرى بنده را آزاد كرده [ است ] ، هر دو قسم مىخورند و ملكيت اوّليه باقى است .
و اگر به معتق گفت كه : « نصيب خود را در حالى كه موسر بودى ، آزاد كردى » و معتق منكر شد ، قسم بخورد و نصيب شريك معتق مجانا آزاد
] 731 / A [
مىشود ؛
و اگر معتق نكول از قسم كرد ، شريك قسم مىخورد و مستحقّ قيمت است و آزاد نمىشود نصيب معتق .
[ خاصيت ] دوم : [ در ] عتق قرابت است ؛
( بدان كه ) كسى كه مالك شد يكى از ابعاضش را از اصول [ ش ] مثل ابوين يا فروع [ ش ] مثل اولاد ، بر او آزاد مىشود ؛
و همچنين اگر مالك شد مرد ، يكى از محرّمات خودش را نسبا يا رضاعا ، آزاد مىشود .
هامش
- إرشاد الأذهان ، ص 322 .
( 1 ) . برخى از أعلام شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : ابن جنيد اسكافى به نقل علّامهء حلّى در مختلف الشيعة ، ج 8 ، ص 70 ، م 29 .
ب : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 85 .
ج : علّامهء حلّى در قواعد الأحكام ، ج 3 ، ص 207 و تحرير الأحكام الشرعيّة ، ج 4 ، ص 197 ، م 5643 .
د : شهيد ثانى در حاشية إرشاد الأذهان ، ص 322 .